ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٢ - شرحى در مورد اينكه در روز قيامت بتها و خدايان مشركين، عبادت آنان را نفى مىكنند و بيان اينكه در مقابل بتها و خدايان و همى، عبادت قابل تحقق نيست
مشركين، و چه شركاى ايشان، چون خداى تعالى در اين آيه و آيه بعدش مشركين و شركاى آنان را ذكر فرموده، سپس در آيه بعد به همه آنان اشاره نموده و فرموده:( هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ .)
(ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكانَكُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَكاؤُكُمْ)- كلمه مكانكم به معناى الزموا مكانكم است، مىخواهد بفرمايد: در آن روز به مشركين مىگوئيم همانجا كه هستيد باشيد، شركاى شما نيز در همان دوزخ كه هستند باشند، آن گاه جمله(فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ) را بر اين خطاب متفرع كرده، مىفرمايد: فرع و نتيجه اين خطاب ما آن است كه بين مشركين و شركايشان جدايى مىافكنيم و رابطهاى كه در دنيا آنان را به اينها مرتبط مىكرد قطع مىكنيم، و ما مىدانيم آن رابطهاى كه در دنيا مشركين را با بتها و خدايان خياليشان مرتبط مىكرد، چيزى جز وهم و پندار نبود، و با قطع اين پندار بوسيله كشف حقايق ديگر اين دو طايفه با هم ارتباطى نخواهند داشت، و معلوم خواهد شد كه عبادتهايى كه براى اين سنگ و چوبها و خدايان جاندار مىكردند به هدف نرسيده، زيرا آنها چيزهايى را كه عبادت مىكردند به عنوان اينكه شركاى خدايند عبادت مىكردند، در حالى كه خداى تعالى شريك نداشت و اينها شركاى خدا نبودند، پس جز وهم و خيال خود را نپرستيدهاند.
دليل بر اين معنا، جمله بعد است كه مىفرمايد:(وَ قالَ شُرَكاؤُهُمْ ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ). بنا بر اين، كلام بر همان ظاهرش باقى است كه مىخواهد بطور جدى عبادت آنان را نفى كند، و بگويد: حقيقت معناى عبادت بر عملى كه مشركين در برابر بتهايشان انجام مىدادند صادق نيست، و درست هم گفتهاند، و در اين كلام خود دروغى نگفتهاند، به دليل اينكه گفته خود را به شهادت خداى سبحان مستند كرده و گفتهاند:(فَكَفى بِاللَّهِ شَهِيداً ...) و منظورشان اينهم نبوده كه ما شما را به عبادت خود دعوت نكردهايم، زيرا اين معنا با گفتار در آيه سازگار نيست، و نيز اين نبوده كه خواسته باشند به مشركين كنايه بزنند كه شما در حقيقت هوى و هوسها و شيطانهاى اغواگر خود را مىپرستيديد، زيرا اين معنا با غفلت شركاء نمىسازد، و مىفهماند كه شركاء شعور و توجه داشتهاند كه مشركين چه چيزى را مىپرستيدند، و همچنين با جمله(هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ)- بنا بر آن معنايى كه در آينده برايش مىكنيم- سازگار نيست، بلكه مرادشان نفى عبادت حقيقى به نفى حقيقت شركت است.
مىگويند: شما در حقيقت ما را نپرستيديد، چون شما شركاى خدا را مىپرستيديد و ما شركاى حقيقى خداى تعالى نبوديم، به شهادت خداى تعالى و علم و آگاهى او به اينكه ما از عبادت شما غافل و بى خبر بوديم.