ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٥١ - نشانه صدق مصلحان الهى اينست كه چيزى از پيش خود نمىگويند و خود را بدانچه مىگويند عمل مىكنند بنا بر اين سالب آزادى ديگران نيستند
حال مجتمع ضرر دارد و يا حد اقل نفعى به حال مجتمع ندارد زيرا ركنى از اركان مصالح اساسى را مختل و باطل مىسازد و مشاهده اينگونه اعمال از بعضى افراد مجتمع (و دلسوزيش به حال مجتمع) وادارش كند به اينكه آن افراد را نصيحت و موعظه كند و به راه رشد، ارشادشان نموده، به عملى امرشان كند كه بر آنان واجب است و از عملى نهيشان كند كه بايد از آن اجتناب كنند، به اين فرد نمىگويند تو، به افراد مجتمع تحكم كردهاى و حريت آنها را سلب نمودهاى، براى اينكه گفتيم افراد مجتمع در قبال مصالح عاليه و احكام لازم الاجراء و مصالحى كه رعايتش براى مجتمع لازم است آزادى ندارند تا كسى آن را سلب كند و در حقيقت امر و نهيى كه اين فرد دلسوز مىكند امر و نهى واقعى نيست بلكه امر و نهى مصالح مذكور است، مصالحى كه قائم به مجتمع، من حيث هو مجتمع است مصالحى كه قائم به شخصيتى وسيع به مقدار وسعت مجتمع است و اين فرد دلسوز زبان ناطق آن مصالح است و لا غير و چيزى از خود ندارد.
[نشانه صدق مصلحان الهى اينست كه چيزى از پيش خود نمىگويند و خود را بدانچه مىگويند عمل مىكنند. بنا بر اين سالب آزادى ديگران نيستند]
نشانى و علامت اين معنا اين است كه خود آن فرد دلسوز آنچه كه به مردم مىگويد انجام دهيد، انجام مىدهد و از آنچه كه مردم را از ارتكاب آن نهى مىكند اجتناب دارد و فعلش مخالف قولش، و نظرش منافى با عملش نيست، چون طبع هر انسانى چنين است كه بر منافع خود و رعايت مصالحش تحفظ دارد، حال اگر فرض شود آنچه اين فرد دلسوز، ديگران را بدان دعوت مىكند خير بوده و مشترك باشد بين او و ديگران، هرگز خودش خلاف آن نمىكند و هرگز چيزى را كه براى ديگران خير و خوب مىداند خودش آن را ترك نمىكند و به همين جهت است كه شعيب (ع) به منظور تتميم فايده و دفع هر تهمتى كه ممكن است به وى بزنند (بنا به نقل قرآن كريم) اضافه كرد كه:(وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ)[١].
پس جناب شعيب (ع) با اين جملهاش كه گفت:(وَ ما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ ...) اشاره كرد به اينكه آنچه من شما را از آن نهى مىكنم از امورى است كه صلاح مجتمع شما كه من فردى از آنم در آن است و بر همه واجب است آن را مراعات نموده و به هيچ وجه ترك نكنند، نه اينكه پيشنهادى باشد كه من به دلخواه خودم كرده باشم و شما را مجبور به انجام آن نموده باشم. و چون منظور آن جناب اين بوده، لذا دنبالش فرمود:
[١] و من از شما در مقابل اين دعوتم هيچ اجرى درخواست نمىكنم چون اجر من جز بر خداى رب العالمين بر عهده هيچ كس نيست. سوره شعراء، آيه ١٨٠