ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٤٨ - استناد قوم شعيب(ع) به آزادى فكر و انديشه، سنن ملى و مالكيت شخصى، در رد دعوت آن حضرت
نكته سوم اينكه: مردم مدين در كلام خود كلمه اموال را به ضمير متكلم مع الغير اضافه نموده، گفتند: اموالنا تا به حجت ديگرى كه عليه شعيب (ع) داشتند اشاره نموده، بگويند: وقتى چيزى مال كسى شد ديگر هيچ عاقلى شك نمىكند در اينكه آن شخص مىتواند در مال خود تصرف كند و ديگران با اعتراف به اينكه مال، مال او است حق ندارند با او در باره آن مال معارضه كنند و نيز هيچ عاقلى شك نمىكند در اينكه صاحب مال طبق روش و كيفيتى كه سليقه و هوش و ذكاوتش او را هدايت مىكند مال خود را در مسير زندگيش خرج نموده و با آن، امر معيشت خود را تدبير كند و ديگران در اين باره نيز حق مداخله در كار او را ندارند.
نكته چهارم اينكه: آن قسمت جمله( أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ) ...(إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ ) كه دعوت شعيب را زير سر نماز او دانسته و اينكه نسبت امر و نهى را تنها به نماز دادند و نه به كسى ديگر اساسش بر استهزاء و تمسخر بود اما آن قسمتش كه او را مردى حليم و رشيد خواندند، چون از اينكه در جمله(إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ) مطلب را از سه راه تاكيد كردند:
يكى بوسيله حرف ان و يكى بوسيله حرف لام و يكى از اين راه كه خبر ان را جمله اسميه آوردند، به دست مىآيد كه خواستهاند به وجه قوىترى حلم و رشد را براى آن جناب اثبات كنند تا ملامت و انكار عمل او و يا به عبارتى ديگر زشتى عمل او نمودارتر گردد زيرا عمل سفيهانه از هر كسى بد است ولى از كسى كه حليم و رشيد است بدتر است و شخصى كه داراى حلم و رشد است و هيچ شكى در حلم و رشد او نيست هرگز نبايد به چنين عمل سفيهانهاى دست بزند و عليه حريت و استقلال فكرى و عقيدتى مردم قيام نمايد.
با اين بيان روشن شد كه بسيارى از مفسرين در تفسير اين آيه دچار چه اشتباهى شدهاند كه توصيف آن جناب به حلم و رشد را نيز از باب استهزاء گرفته و گفتهاند: منظور قوم مدين از اين توصيف اين بوده كه بگويند: تو نه حلم دارى و نه رشد بلكه مردى جاهل و گمراهى.
(قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ رَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً ...) مراد از اينكه فرمود: من بر بينهاى از پروردگارم هستم اين است كه من آيت و معجزهاى دارم كه دلالت بر صدق من بر ادعاى نبوتم دارد، و مراد از اينكه گفت: خداى تعالى از ناحيه خود رزق نيكويى به من داده اين است كه به من وحى نبوت داده كه مشتمل است بر اصول معارف و فروع شرايع، و ما در سابق توضيح اين دو كلمه را داديم.
و معناى آيه اين است كه شما مردم به من خبر دهيد كه اگر من فرستادهاى از ناحيه