ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٨١ - شرحى در مورد صفت تهور و بىباكى، و صفت جبن و ترسويى، و حد اعتدال بين اين دو جنبه افراط و تفريط و بيان عدم منافات انتساب ترس به ابراهيم(ع)، با عصمت آن حضرت
واجب است به كار بيندازد به كلى غافل شود، در نتيجه در باب دفع ضرر از هر خطر موهوم و هر شبحى كه نمىداند چيست آن چنان به وحشت بيفتد كه عقل را از دست بدهد، او مبتلا به رذيله جبن (ترس) است، و در باب جلب نفع هر چيزى كه مورد استشهاد و علاقهاش قرار گيرد آن چنان دلباخته آن شود كه باز عقل و رأى و تدبيرش كند شود و يا از كار بيفتد به چنين كسى مبتلا به رذيله شره (آزمند و حريص) است مانند چهارپايان كه هر علفى را ببينند مىخورند.
پس اين چهار حالت يعنى تهور و جبن كه افراط و تفريط در باب دفع ضرر است و شره و خمول كه افراط و تفريط در باب جلب نفع است، همه از رذائل اخلاقىاند.
و نتيجه عصمتى كه خداى عز و جل، انبياء خود را به آن اختصاص داده اين است كه فضيلت شجاعت را در نفوس شريفه آنان استوار ساخته نه تهور و بى باكى را، و شجاعت در مقابل خوف قرار ندارد كه به معناى مطلق تاثر از مشاهده مكروه است و نفس را وا مىدارد به اينكه وظيفه واجب دفاع را انجام دهد بلكه اين فضيلت در مقابل رذيله جبن قرار دارد كه به معناى آن است كه تاثر نفس آن قدر سريع و قوى باشد كه عقل و رأى و تدبير را از كار بيندازد و مستلزم تحير و سرانجام فرار از دشمن گردد.
خداى تعالى در آيات كريمهاش خوف و خشيت را براى انبياء ثابت كرده، از آن جمله فرموده:(الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ)[١] كه دلالت دارد بر اينكه انبياء ترس دارند، چيزى كه هست تنها از خدا مىترسند. و نيز در خطاب به موسى (ع) مىفرمايد:(لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى)[٢]. و نيز در حكايت از قول شعيب (ع) به موسى مىفرمايد:(لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ)[٣]. و نيز در خطاب به پيامبر اسلام ٦ مىفرمايد:(وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ)[٤].
آنچه ابراهيم خليل (ع) از آن منزه بود صفت زشت جبن بود، آرى او بود كه يك تنه از فرط شجاعت به دعوت حقه توحيد قيام كرد و در مجتمعى قيام كرد كه حتى يك نفر
[١]( اين سنت خدا است در حق) آنان كه موظفند رسالتهاى خداى را ابلاغ كنند و جز از خدا از احدى نمىترسند. سوره احزاب، آيه ٣٩
[٢] ترس شكست خوردن نداشته باش كه تو ما فوق هستى. سوره طه، آيه ٦٨
[٣] مترس كه از مردم ستم پيشه رهايى يافتى. سوره قصص، آيه ٢٥
[٤] و اگر از قومى ترسيدى كه مبادا خيانت كنند و معاهده خود را نقض كنند آن معاهده را نزدشان پرت كن و اعلام كن كه به فلان نشانه، شما خواستهايد عهدشكنى كنيد. سوره انفال، آيه ٥٨