ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٥٣ - سه خصلت قوم هود كه به خاطر آن ملعون دنيا و آخرت شدند انكار آيات الهى، نافرمانى انبياء و اطاعت از جباران
عصيانشان نسبت به هود، عصيان همه مرسلين بود. و آيه زير نيز اگر به صراحت آيه قبل دلالت ندارد، ليكن اشعار بر مطلب ما دارد، كه مىفرمايد:(وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ)[١].
البته احتمال هم دارد كه قوم عاد غير از جناب هود (ع)، پيغمبران ديگرى نيز داشتهاند كه قبل از هود و بعد از جناب نوح (ع) در بين آنان مبعوث شده باشد ولى قرآن كريم نام آنان را نبرده باشد و ليكن سياق آيات با اين احتمال مساعد نيست.
[سه خصلت قوم هود كه به خاطر آن ملعون دنيا و آخرت شدند: انكار آيات الهى، نافرمانى انبياء و اطاعت از جباران]
(وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ)-، دستورات هر جبار و زورگوى عنيدى را كه داشتند پيروى كردند و همين گوش به فرمان جباران بودن، آنان را از پيروى هود (ع) و پذيرفتن دعوتش باز داشت، و كلمه جبار به معناى گردنكلفتى است كه با اراده خود بر مردم غالب گشته و آنان را اجبار مىكند تا مطابق دلخواه او عمل كنند، و كلمه عنيد به معناى كسى است كه عناد و زير بار حق نرفتنش شديد و بسيار باشد، پس اين قسمت از آيه آن خلاصه گيرى نوبت اول بوده كه گفتيم در دو آيه مورد بحث از سرگذشت هود (ع) و قومش شده و حاصلش اين است كه قوم هود گرفتار سه خصلت نكوهيده بودند، يكى انكار آيات الهى، دوم نافرمانى انبياء و سوم اطاعت كردن از جباران.
خداى تعالى سپس وبال امر آنان را بيان كرده، مىفرمايد:(وَ أُتْبِعُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ) يعنى به خاطر آن سه خصلت نكوهيده، لعنت در همين دنيا و در قيامت دنبالشان كرد و از رحمت خدا دور شدند، مصداق اين لعن همان عذابى بود كه آن قدر تعقيبشان كرد تا به آنها رسيد و از بينشان برد، ممكن هم هست مصداقش آن گناهان و سيئاتى باشد كه تا روز قيامت عليه آنان در نامه اعمالشان نوشته مىشود و تا قيامت هر مشركى پيدا شود و هر شركى بورزد، گناهش به حساب آنان نيز نوشته مىشود چون سنتگذار كفر بودند، هم چنان كه قرآن كريم در باره همه سنتگذاران فرموده:( وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ .)[٢] بعضى از مفسرين جمله مورد بحث را اينطور معنا كردهاند كه: نتيجه آن خصلتهاى نكوهيدهشان اين شد كه هر انسانى كه بعد از آن قوم آمد و از سرگذشت آنان خبردار شد و آثار آنها را ديد و يا پيامبران بعد، سرگذشت آنان را برايش بازگو كردند لعنتشان كرد.
[١] اى پيامبر اسلام بياد آر برادر عاد را آن زمان كه او در احقاف، قوم خود را انذار كرد با اينكه در عصر او و قبل از او نيز پيامبرانى آنان را انذار كرده بودند. سوره احقاف، آيه ٢١
[٢] تفسير المنار، ج ١٢، ص ١٢٠.