ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٧٧ - داستان نوح(ع) در تورات فعلى
قيامت خواهند آمد منت داشته و همه مرهون اويند، و به همين جهت است كه خداى عز و جل او را به سلامى عام اختصاص داده و هيچ كس ديگر را در آن سلام شريك وى نساخت و فرمود:
(سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ)[١].
و باز به همين جهت است كه خداى عز و جل او را از همه عالميان برگزيد و از نيكوكارانش شمرد[٢]، و او را عبدى شكور خواند[٣]، و او را از بندگان مؤمن خود دانست[٤]، و او را عبدى صالح خواند[٥].
و آخرين دعايى كه خداى تعالى از آن جناب نقل فرموده اين است كه به درگاه پروردگارش عرضه داشت:(رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَباراً)[٦].
٤-
داستان نوح (ع) در تورات فعلى
در تورات در اصحاح ششم از سفر تكوين در باره آن جناب چنين آمده كه وقتى مردم در روى زمين زاد و ولد را شروع كردند و دخترانى برايشان پيدا شد، پسران خدا- كه منظور پيغمبران هستند- ديدند دختران مردم زيبايند لا جرم از آن دختران هر چه را اختيار مىكردند همسر خود مىساختند. رب- يعنى خداى تعالى- گفت روح من در انسان دائما داورى نخواهد كرد زيرا كه او نيز بشر است- آزاد است و اراده دارد- و روزگار او به صد و بيست سال رسيده بود، و در زمين طاغوتها در آن ايام بودند- هم چنان كه بعد از آن نيز بودهاند- چون فرزندان خدا (انبياء) داخل بر دختران مردم شدند و دختران براى آنان اولاد آوردند، و جبارانى پديد آمد كه از همان روزگاران نخستين اسم داشتند.
و چون رب ديد شر انسان در زمين زياد شد و تمامى خاطرات فكرى قلب بشر همه روزه
[١] سلام بر نوح در همه ادوار عالم بشريت تا روز قيامت. سوره صافات، آيه ٧٩
[٢] سوره انعام، آيه ٨٤ و سوره صافات، آيه ٨٠.
[٣] سوره اسرى آيه ٣.
[٤] سوره صافات، آيه ٨١.
[٥] سوره تحريم، آيه ١٠.
[٦] بارالها مرا و پدر و مادرم را و عموم كسانى كه با داشتن ايمان به خانه من در مىآيند و عموم مؤمنين و مؤمنات را بيامرز، و در باره ستمگران به جز تبار و هلاكت ميفزا. سوره نوح، آيه ٢٨