ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣١٨ - ديدگاه اشراف قوم نوح(ع) در باره تقسيم جامعه به دو طبقه بالا و پايين و مبارزه نوح(ع) با اين اعتقاد باطل
و بر عكس كسى كه براى آن حضرات معتقد به اصالت و استقلال در داشتن اينگونه امور باشد- آن طور كه در سابق گفتيم- با فهم عوام الناس قضاوت كرده و چنين كسى خالى از غلو نيست، هر چند كه بگويد اين اصالت و استقلال را خداى تعالى به انبياء و اولياء داده- همانطور كه مىگفت رعيت هر چه دارد در عين اينكه در داشتن آن مستقل است ولى شاه به او داده- و چنين كسى مشمول آيه شريفه زير است كه مىفرمايد:(لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ)[١].
[بيان آيات]
(وَ لا أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَنْ يُؤْتِيَهُمُ اللَّهُ خَيْراً اللَّهُ أَعْلَمُ بِما فِي أَنْفُسِهِمْ إِنِّي إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ) راغب در مفردات مىگويد: وقتى گفته مىشود زريت عليه معنايش اين است كه من فلانى را به خاطر فلان عملى كه كرد تنقيص و توبيخ و تحقير كردم، و وقتى گفته مىشود:
ازريت به- و يا- ازدريت به معنايش اين است كه تصميم گرفتم او را تحقير كنم، و اصل كلمه أزريت ازتريت از باب افتعال بوده، در قرآن كريم هم كه آمده: تزدرى اعينكم يعنى چشمان شما ايشان را حقير و اندك مىبيند، و تقدير جمله مذكور تزدريهم اعينكم است، يعنى چشمان شما حقيرشان مىبيند و خوارشان مىشمارد.[٢]
[ديدگاه اشراف قوم نوح (ع) در باره تقسيم جامعه به دو طبقه بالا و پايين و مبارزه نوح (ع) با اين اعتقاد باطل]
و اين قسمت از پاسخ نوح (ع) اشاره است به خطايى كه سران كفار از قومش مرتكب شدند، و بر اساس سنت اشرافيت و طريقه آقا نوكرى، به اعتقادى باطل معتقد شدند، و آن اين بود كه افراد بشر دو قسمند: يكى اقويا و ديگرى ضعفاء، اقويا به خاطر داشتن مال و نفرات مردمى نيرومند و مقتدرند، و اما ضعفاء، ساير طبقات مختلف مردمند، اقويا در مجتمع بشرى آبرومند بوده و داراى سيادت و سرورى هستند، نعمت و احترام دارند، و اصلا انعقاد مجتمع به خاطر آنها است، و غير آنان از ازل به خاطر آنان خلق شدهاند و مقصود از خلقت ضعفاء اين بوده كه اقويا آسايش داشته و كارشان لنگ نماند، و جان كلام اينكه ضعفاء قربانيان منافع اقويايند نظير رعايا نسبت به تخت سلطنت (البته در سلطنت استبدادى، كه رعايا نيز قربانيان منافع صاحب تختند) و باز نظير بردگان نسبت به مواليشان، و خدام و كارگران نسبت به كارفرمايانشان، و زنان نسبت به مردان كه همه آن طبقات ضعيف، قربانيان منافع اين طبقات زورمند جامعه هستند.
[١] در دين خود غلو مكنيد و در باره خداى تعالى جز حق چيزى مگوييد. سوره نساء، آيه ١٧١
[٢] مفردات راغب، ص ٢١٢، چاپ ايران.