ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٦٦ - روايتى در مورد ليبلوكم أيكم أحسن عملا و بيان مراد از نيكوكارتر بودن
و لذا آن را توجيه كردهاند به اينكه تعبير به عماء كنايه است از غيب ذات كه ديدگان از ديدنش ناتوان و عقول از دركش حيرانند.
و در همان كتاب است كه احمد، بخارى، ترمذى، نسايى و ابو الشيخ در كتاب العظمة و ابن مردويه و بيهقى در كتاب الاسماء و الصفات همگى از عمران بن حصين روايت كردهاند كه گفت: اهل يمن به رسول خدا ٦ عرضه داشتند: يا رسول اللَّه! بما خبر بده از اول اين امر كه چگونه بوده است؟ فرمود: خداى تعالى قبل از هر چيز بود، و در آن هنگام عرش او بر آب بود، و در لوح محفوظ ذكر همه چيز را نوشت و آن گاه آسمانها و زمين را خلق كرد. (در اين هنگام شخصى) ندا در داد كه: اى پسر حصين ماده شترت رفت، من (رسول خدا ٦ و مردم يمن را ترك گفته) به دنبال شترم روانه شدم ديدم حيوان به طمع آب سرابهايى را كه در بيابان از دور مىبيند تعقيب مىكند، و خلى متاسف شدم و دلم مىخواست از شترم چشمپوشى كرده خود را به حضور رسول خدا ٦ برسانم.[١] مؤلف: عدهاى از رجال حديث اين روايت را از بريده نقل كردهاند، و در آخر روايت آنان آمده كه بريده گفت: سپس شخصى نزدم آمد و گفت: ماده شترت فرار كرد، من از محضر رسول خدا ٦ بيرون آمدم، ولى برق سراب نگذاشت ببينم شتر در كدام طرف بيابان است، و خيلى دلم مىخواست از آن صرف نظر كنم. و اينكه يك جريان به دو نفر نسبت داده شده خود دليل بر سستى و بى اعتبارى اين دو حديث است.[٢]
[روايتى در مورد(لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا) و بيان مراد از نيكوكارتر بودن]
و باز در همان كتاب در ذيل جمله(لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا) آمده كه داوود بن محبر (مركب ساز) در كتاب العقل و ابن جرير و ابن ابى حاتم و حاكم در التاريخ و ابن مردويه از ابن عمر روايت كردهاند كه گفت: وقتى رسول خدا ٦ آيه(لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا) را تلاوت كرد، پرسيدم: يا رسول اللَّه! معناى اين جمله چيست؟ فرمود: معنايش اين است كه خدا مىخواهد شما را بيازمايد و معلوم كند عقل كدامتان بهتر است. آن گاه فرمود: و عقل آن كسى از شما بهتر است كه از همه شما بيشتر از گناه و محارم الهى پرهيز كند و به طاعت خدا داناتر- و در نسخهاى ديگر عاملتر- باشد.[٣] و در كافى با ذكر سند از سفيان بن عيينه از امام صادق (ع) روايت كرده كه
[١] الدر المنثور، ج ٣، ص ٢٢١.
[٢] ( ٢ و ٣) الدر المنثور، ج ٣، ص ٣٢٢.
[٣] ( ٢ و ٣) الدر المنثور، ج ٣، ص ٣٢٢.