ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٤٧ - مقصود از بلاغت قرآن، بلاغت مصطلح بين علماء بلاغت و ادب نيست
از صفات معنا است، و الفاظ چيز پيش پا افتادهاى است كه مفاهيم از جهت ترتب طبيعى كه در ذهن دارند به وسيله آن الفاظ معنون و تعبير مىشوند. آن معنايى كه در نظر علماى ادب هست در كلامهاى بيهوده و فحش و دروغ صريح و هجو و تهمت نيز يافت مىشود، و كسى كه آشناى به فنون ادبيات است مىتواند در همه اين سخنان بيهوده نكات ادبى را بگنجاند، هم چنان كه مىبينيم مقدار زيادى از اينگونه سخنان بيهوده و در عين حال اديبانه از شعرا و اديبان گذشته به عنوان شعر و نثر به يادگار مانده است. بلكه منظور از معنا و مقصد قرآن همان چيزى است كه خود قرآن در توصيف آن فرموده:
(الْكِتابِ الْحَكِيمِ)[١](كِتابٍ مُبِينٍ)[٢](الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ)[٣](الْفُرْقانَ)[٤](يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَ إِلى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ)[٥](لَقَوْلٌ فَصْلٌ وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ)[٦](لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ)[٧] و نيز فرموده:(لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ)[٨](هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً )[٩]، و نيز فرموده:(تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ)[١٠] و(لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ)[١١].
[مقصود از بلاغت قرآن، بلاغت مصطلح بين علماء بلاغت و ادب نيست[١٢]]
پس روشن شد كه هيچيك از اينها كه گفته شد و قرآن خود را به داشتن آن اوصاف معرفى نموده منظور علماى ادب از بلاغت نيست، چون گفتيم بلاغتى كه آنان در نظر دارند با دروغ و تهمت و هر سخن باطل ديگر جمع مىشود، و قرآن كريم اينگونه سخنان بليغ را هر قدر
[١] سوره يونس، آيه ١.
[٢] سوره لقمان، آيه ٢ و سوره نمل آيه ١.
[٣] سوره حجر، آيه ٨٧.
[٤] سوره فرقان، آيه ١.
[٥] سوره احقاف، آيه ٣٠.
[٦] سوره طارق، آيه ١٣.
[٧] سوره فصلت، آيه ٤٢.
[٨] سوره بقره، آيه ٢١٣.
[٩] سوره اسراء، آيه ٨٤.
[١٠] سوره نحل، آيه ٨٦.
[١١] سوره واقعه، آيه ٧٩.
[١٢] خلاصه كلام اينكه: منظور ما از معجزه بودن معناى قرآن، اديبانه بودن و مشتمل بر نكات ادبى بودن آن معانى نيست بلكه مرادمان حكيم بودن، نور مبين بودن و عظيم بودن است، و منظور ما اين است كه به حكم آياتى كه اشاره شد قرآن بين حق و باطل را جدا مىكند، و به سوى حق و به سوى صراط مستقيم ره مىنمايد، قول فصل، و آخرين و صحيحترين سخن است، نه شوخى، كتاب عزيزى است كه نه در عصر نزولش و نه بعد از آن عصر، باطلى در آن رخنه نمىكند. قرآن ذكر و يك دنيا معرفت است، قرآن در بين مردم در آنچه كه مورد اختلافشان است حكم به حق مىكند، براى مؤمنين شفاء و رحمت و براى ظالمان مزيد خسارت است، تبيان هر چيز است، و جز پاكان كسى با آن تماس نمىتواند داشته باشد. مترجم