ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٦٠ - گفتگوى موسى با فرعونيان
سحر زدند، آن هم سحرى واضح، از در انكار به آنان پاسخ داد، پاسخى در شكل سؤال و استفهام و پرسيد:(أَ تَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَكُمْ) كه تقديرش: ا تقولون للحق لما جاءكم انه لسحر مبين- بعد از آنكه حق نزدتان آمد مىگوييد آن سحرى واضح است مىباشد آن گاه همين استفهام انكارى را تكرار كرده مىپرسد: اسحر هذا- آيا اين سحر است؟ .
بنا بر اين، مقول قول يعنى جمله انه لسحر مبين در جمله استفهامى به جهت اختصار حذف شده، چون استفهام دوم بر آن حذف شده دلالت مىكرد. و جمله(وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ) ممكن است جملهاى حاليه باشد تا انكارى كه جمله اسحر هذا بر آن دلالت مىكرد را تعليل كند، و بفهماند اگر تهمت شما مورد انكار ما واقع شده براى اينست كه ساحران رستگار نمىشوند. و ممكن هم هست جملهاى اخبارى و بيانى مستقل باشد، و رسول خدا ٦ خواسته است در اين جمله خود را مبراى از ارتكاب سحر و نزديك شدن به آن سازد، چون آن جناب معتقد بود كه خودش رستگار و ساحران محروم از رستگاريند.
(قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَلْفِتَنا عَمَّا وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا ...) كلمه لفت مصدر و به معنى صرفنظر كردن از چيزى است، و معناى جمله لتلفتنا در اين آيه اينست كه فرعون و درباريان او موسى (ع) را مورد عتاب و نكوهش قرار داده به او گفتند: (أَ جِئْتَنا لِتَلْفِتَنا)- آيا به سر وقت ما آمدهاى تا ما را منصرف سازى ، (عَمَّا وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا)- از آن دين و سنتى كه پدرانمان را بر آن دين يافتيم؟ . و منظورشان از كلمه عما: از آنچه همان سنت و طريقه نياكانشان بوده، (وَ تَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِياءُ فِي الْأَرْضِ)- تا در نتيجه كبريايى در زمين از آن خودتان شود؟ . منظورشان از كبريايى، رياست و حكومت و گسترده شدن قدرت و نفوذ اراده است، و خواستهاند بگويند: شما دو تن منظورتان از دعوت دينى اينست كه آن را وسيله قرار دهيد براى اينكه طريقه ما را كه در سرزمين ما مستقر گشته باطل و بى اعتبار ساخته، طريقه جديدى كه خودتان مبتكر آن هستيد جايگزين طريقه ما كنيد، و با اجراى آن در بين مردم و ايمان آوردن ما طبقه حاكم به شما و مطيع شدنمان براى شما كبرياء و عظمتى در مملكت كسب كنيد.
و به عبارتى ديگر: شما آمدهايد براى اينكه دولت فرعونى و حكومت ريشهدار و چند ساله قبطيان را مبدل به دولتى اسرائيلى كنيد، دولتى كه قائم به امامت و قيادت شما دو تن باشد، و ما هرگز به شما ايمان نخواهيم آورد و نخواهيم گذاشت به آرزويى كه از اين دعوت مزورانه داريد برسيد.
(وَ قالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ) بطورى كه از مشروح داستان كه در قرآن كريم آمده و حتى از آيات بعدى استفاده