ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٥٣ - بحث روايتى(رواياتى در باره عالم ذر و كفر و ايمان انسان در آن عالم و توضيحى در اين باره)
مؤلف: اين روايت را صاحب علل الشرائع[١] به سند خود از محمد بن اسماعيل از صالح از عبد اللَّه و عقبه از آن جناب نقل كرده، و عياشى[٢] آن را از جعفى از آن جناب روايت كرده است.
... و در تفسير عياشى از زراره و حمران از امام ابى جعفر باقر و امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمودند: خداى تعالى خلق را بيافريد در حالى كه سايهاى بودند، آن گاه در همان عالم رسول خود محمد ٦ را فرستاد، بعضى به وى ايمان آورده، بعضى تكذيبش كردند، آن گاه در خلقتى آخرين (كه همين عالم ماده است) آن جناب را مبعوث فرمود، در اين عالم آن عدهاى به وى ايمان آوردند كه در عالم أظله [٣] به وى ايمان آورده بودند، و كسانى نبوتش را انكار كردند كه در آن عالم او را تكذيب كرده بودند، و آيه شريفه(فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ) به همين دو عالم اشاره دارد.[٤] مؤلف: ما در تفسير آيه شريفه:(وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى ...) بحث مفصلى پيرامون عالم قبل از دنيا كه به عالم ذر ناميده شده گذرانديم، و در آنجا روشن كرديم كه آيات راجع به عالم ذر براى انسانيت عالمى ديگر اثبات مىكند غير اين عالم مادى و محسوس و تدريجى و آميخته با آلام و مصايب و گناهان و آثار سوء گناهان.
عالمى كه به نوعى مقارنت، مقارن اين عالم محسوس است، و در عين حال محكوم به احكام ماديت نيست، يعنى تدريجى نيست، آميخته با آلام و مصايب و گناهان و آثار سوء گناه نيست، و از طريق حس مشاهده نمىشود، و تقدمش بر عالم ما تقدم زمانى نيست، بلكه تقدمش به نوعى ديگر از تقدم است، نظير آن تقدمى كه از آيه شريفه:(أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ)[٥].
استفاده مىشود چون دو كلمه كن- باش و يكون- بود مىشود ، هر دو از مصداق يك هستى براى هر چيز خبر مىدهند، و آن مصداق وجود خارجى آن چيز است. چيزى كه هست، اين مصداق واحد، دو رو و دو سو دارد، يكى آن سويى كه به طرف خداى تعالى است، و ديگر آن سويى كه جنبه ماديت دارد، و معلوم است كه جنبه ربانى هر چيزى مقدم بر جنبه مادى
[١] علل الشرائع، ط بيروت، ج ١، ص ١١٨.
[٢] تفسير عياشى، ج ٢ ص ١٢٦.
[٣] عالم سايه.
[٤] تفسير عياشى، ج ٢، ص ١٢٦.
[٥] همين كه به آن بگوييم باش پس آن چيز موجود و بود مىشود. سوره يس، آيه ٨٤