ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٥٢ - بحث روايتى(رواياتى در باره عالم ذر و كفر و ايمان انسان در آن عالم و توضيحى در اين باره)
مىكردند، و باز ايمان نمىآوردند.
و ما پارهاى مطالب مربوط به اين آيه را در تفسير آيه(فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ)[١] در جلد هشتم اين كتاب ايراد نموده، در آنجا گفتيم كه اين آيه به عالم ذر اشاره دارد، و آنچه در اينجا مىخواهيم تذكر دهيم اينست: مطلبى كه در آنجا گفتيم منافاتى با اين مطلب ما ندارد، و كسى گمان نكند كه آنچه اينجا از آيه استفاده كرديم با آنچه آنجا از آن فهميديم منافات دارد.
بحث روايتى [ (رواياتى در باره عالم ذر و كفر و ايمان انسان در آن عالم و توضيحى در اين باره)]
در كافى از محمد بن يحيى از محمد بن حسين از محمد بن اسماعيل از صالح بن عقبة از عبد اللَّه بن محمد جعفى و عقبة، هر دو از امام ابى جعفر (ع) روايت كردهاند كه فرمود:
خداى عز و جل خلق را بيافريد و هر كس را كه دوست مىداشت خلق كرد، از جمله، چيزهايى[٢] كه دوست داشت از گل بهشت آفريد و كسى را كه دشمن داشته از چيزى آفريده كه آن را دشمن داشت، و چيزى كه او دشمنش مىداشت از گل دوزخ بود، آن گاه همه را در ظلال:
سايه [٣] برانگيخت. من عرضه داشتم سايه چيست؟ فرمود: مگر سايه خودت را در آفتاب نديدهاى كه چيزى است و در عين حال چيزى نيست.
آن گاه از ميان آنان انبياء را مبعوث نمود، و انبياء، بشر را دعوت كردند به اينكه به خداى عز و جل اقرار كنند، و در اين باب فرموده:( وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ)- و اگر از آنان بپرسى چه كسى خلقشان كرده حتما خواهند گفت اللَّه ، آن گاه دعوتشان كردند به اقرار به نبوت انبياء، كه بعضى اقرار كردند و بعضى انكار، آن گاه دعوتشان كردند به قبول ولايت ما، كه به خدا سوگند تنها كسانى پذيرفتند كه خداى تعالى دوستشان داشت، و آنان را كه دشمنشان مىداشت انكار كردند، كه در اين باب فرموده:(فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ) سپس امام ابى جعفر (ع) فرمود: تكذيب از پيش بوده.[٤]
[١] سوره اعراف، آيه ١٠١ .
[٢] در نسخهاى ديگر: چيزى را كه دوست داشت.
[٣] شايد منظور عرش باش.( مترجم)
[٤] كافى، ط اسلاميه، ج ٢، ص ١٠.