صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩٨
اشکال سازنده است. طلبهها آزاد در پاى درس مراجع خودشان مىنشینند، آزاد صحبت مىکنند، اینطور نیست که حق صحبت دادن به این ندهند، به آن ندهند، به همه هم مساوى حق مىدهند، یک بچهاى هم برود، بچه طلبهاى هم برود وقتى اشکال بکند گوش به او مىدهند، جوابش را مىدهند. این اشکال سازنده است هر دو مىخواهند حق را پیدا بکنند. شما هم همین طور است، ملت ما هم باید همه همین جور باشند. اگر بخواهند تربیت اسلامى داشته باشند باید توجه کنند، گوششان به این باشد که اسلام چه فرموده، ما هم دنبال آن باشیم. اگر آراى خودشان را، اغراض خودشان را خداى نخواسته در پیش بیاورند، هم خودشان تباه مىشوند و هم دیگران را تباه مىکنند. برنامه ریزىاش همین طور است و وزارتخانههایش همین طور است و مجلسش همین طور است، ارتش و قواى مسلحش همین طور است، سایر ملتش هم همین طور است، قوه قضائىاش هم همین طور است و خصوصاً در قوه قضائیه از جاهاى دیگر اهمیتش بیشتر است، براى اینکه قوه قضائیه سر و کار با همه چیز مردم دارد، اینها باید با توجه به خداى تبارک و تعالى و حسن نیت و توجه به مسائل اسلامى (چنانچه دارند) با اینطور مشى کنند و همین طور سایر برادرهائى که در این کشور هستند.
اگر ما مشىمان را اینطور قرار بدهیم مطمئن باشید که آسیبى به ماها نمىرسد. آن روز آسیب به ما مىرسد که از باطن بگندیم، افراد باطن شان بگندد و این گند هم سرایت کند و یک دستهاى را از بین ببرد و متعفن کند. آن دسته، دسته دیگر را، آن دسته، دسته دیگر را. آنوقت است که کودتا مىشود و از بین مىروید، آنوقت است که ممالک بزرگ به شما طمع مىکنند و با دست خودتان شما را از بین مىبرند. غالب آن جاهائى که این دولتهاى بزرگ و این قدرتهاى فاسد غلبه کردهاند بر مردم، با دست خود مردم به مردم غلبه کردهاند. کم اتفاق مىافتد که یک دولتى بیاید بریزد و خودش بخواهد کارى را انجام بدهد. همیشه نشستهاند آنجا توطئه مىکنند، آدم تراشى مىکنند در خود ملت. اگر توانستند از خود ملت یک بساطى درست مىکنند و ملت را از بین مىبرند، کشورها را از بین مىبرند. باید ما که یک کشورى هستیم توجه به خدا مىخواهیم داشته باشیم، مىخواهیم خودمان مستقل باشیم، مىخواهیم خودمان همین کار فقیرانهاى که داریم، مال خودمان باشد. ما نمىخواهیم که همه چیزهاى بزرگ را داشته باشیم و اسیر باشیم. ما البته اگر الان هم تسلیم هر کدام از قدرتها بشویم، هر چه بخواهیم به ما مىدهند. الان هم اگر شما دولت تان، ملتتان تسلیم بشوید به آمریکا، سرشار همه چیز به شما مىدهند، اما چى، همان چیزى را مىدهند که به حیواناتشان مىدهند، همان چیزى را مىدهند که به اسبهایشان مىدهند، همان چیزى را مىدهند که به نوکرهایشان مىدهند. اما اگر ما بایستیم و بگوئیم نه، ما نه شرقى هستیم و نه غربى، نه این را مىخواهیم، نه آن را مىخواهیم و با هیچ کس هم دعوا نداریم، هر کس با ما مصالحه دارد و حاضر است که ما با استقلال خودمان زندگى کنیم، ما با او هم روابط داریم و هرکس این معنا را ندارد، ما نمىخواهیم روابط داشته باشیم.
بالاخره اساس یک کشورى با اتحاد مردمش مىشود. استقلال یک کشورى اگر بخواهد حفظ بشود باید مردم احساس کنند که ما استقلال مىخواهیم. آزادى یک کشورى باید مردم احساس کنند که