صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٨٥
کردند، آنها فرار کردند. در خرمشهر هم همین شد. جاهاى دیگر هم همین. بنائاً علیه ما باید این نعمت خدا را حفظ کنیم و این رحمتى که خداى تبارک و تعالى به ما عنایت کند، کوشش کنیم که این رحمت ادامه پیدا کند و کوشش این است که اولاً الهى بشویم، در راه خدا خدمت بکنیم، خودمان را فرمانبر از خدا بدانیم و خودمان را از او و به سوى او بدانیم و دنبال همین معنا آنوقت آن مسأله دوم که وحدت و انسجام است حاصل مىشود، براى اینکه تفرقه از شیطان است و وحدت کلمه و اتحاد از رحمان است. وقتى که شما الهى شدید، رحمانى شدید، توجه به خدا داشتید، دنبال او دیگر تفرقه حاصل نمىشود، اختلاف حاصل نمىشود. و بحمدالله امروز مابین همه قواى مسلح یک انسجام بزرگ هست و امیدوارم که همه توجه داشته باشید که این انسجام را حفظ بکنید.
کوشش کنیم که این رحمت الهى ادامه پیدا کند
و به این بوقهاى تبلیغاتى که در دنیا بلند است بر ضد شما، بر ضد همه بلند است، به اینها هیچ وقت اعتنا نکنید. اینها گاهى تحریک مىکنند ارتش را ارتش را دیگر، در ایران ارتش دیگر کارى به جمهورى اسلامى ندارد و گاهى از این طرف تحریک مىکنند. اینها شغلشان این است که در هر شکستى که بخورند یک مدتى که اصلاً بروز نمىدهند شکست را، یک مدتى هم مىگویند که این مىگوید اینطورى، آن مىگوید اینطورى. الان هم مىگویند که دولت ایران مىگوید که ما چه کردیم، صدام هم مىگوید که ما تمامشان را از عراق بیرون کردیم، همه را کشتیم یا بیرون رفتند و تجهیزات آنها را هم همه را ضبط کردیم. اساس صحبت همین است و باید دولتهاى منطقه این مطلب را بفهمند که اگر چنانچه با اسلام آشنا بشوند و با ایران دست برادرى بدهند، ایران مىتواند آنها را از شر همه قدرتها نجات بدهد و آنها دیگر انشاءالله و آنها دیگر خوف اینکه اگر ما چه بکنیم آمریکا چه مىکند، نداشته باشند. خوب، ما همانهائى که شما مىترسید عمل کردیم. ما یک نوکر نشاندار بزرگى از آمریکا بیرون کردیم و ما سفارت امریکا که اسمش سفارت بود و جاسوسخانه بود، بستیم و تصرف کردیم و ما جاسوسهاى امریکائى را بیرون کردیم. و ما مستشارهاى امریکائى را بیرون کردیم و امریکا هم نتوانست کارى بکند، مىخواست بکند. و - ما در صورتى که - ایران در صورتى که یک جمعیت محدود فوقش چهل میلیونى دارد و یک مهمات و اسلحه محدود دارد، در عین حال ایستاده در مقابل همه قدرتها و از هیچ قدرتى هم باک ندارد، براى اینکه به یک قدرت اتکال دارد و او خداست. وقتى به او اتکال داشت و اتصال داشت، احتیاج به اینکه به دیگران اتصال پیدا کند ندارد. وقتى بناشد یک جمعیت چهل میلیونى بتواند در مقابل آمریکا و در مقابل شوروى، در مقابل فرانسه و در مقابل همه اینها بایستد، یک ملت اگر یک میلیاردى شد، آنوقت کسى مىتواند با او مخالفت کند؟ این مسلمانها که قریب یک میلیارد جمعیت دارند، لکن متفرق از هم هستند، هر کدام یک سازى مىزنند، دولتهایشان با ملتهایشان مخالفند، ملتها هم با دولتها همین طور، هر دولتى هم با دولت دیگر اگر هم بگوید دوستم، دروغ مىگوید. این صدام که حالا اینقدر، تا حالا اینقدر ادعا مىکرد که من وابستگى