صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٢
را فدا کردند و همه چیزشان را دادند و آن رژیم را و آن کسانى که آن رژیم را تقویت مىکردند رفتند و یک جمهورى اسلامى پیدا شد و از این جهت مردم دنبال اسلام هستند. اگر خداى نخواسته در مجلس شورا (نه به واسطه سوء نیت، به واسطه اینکه شناخت کم است) یک دستهاى گمان مىکنند که مکتب سرمایهدارى بهتر از مکتب کمونیست است مثلاً، یک دسته هم آن طرفش را خیال مىکنند. آن که خیال مىکند او بهتر است، مىرود سراغ اینکه ببیند در اسلام کجاها اسمى از این مسأله برده شده، بدون اینکه توجه به اطراف مسأله بکند ببیند که آنجائى که گفتند، پهلویش چه گفتند. یک دسته مىروند آن چیزى را که باز خودشان به نظرشان رسیده، مىروند دنبال آنکه او را پیدا بکنند. من در نجف که مشرف بودم، مىدیدم که در این دیوارهاى نجف، کربلا، یک چیزهائى را همین بعثىها که اساس ادیان را منکرند و قبول ندارند، در آنجا نوشتند از نهجالبلاغه، آنهائى که در نهجالبلاغه راجع به - فرض کنید که - انتقاد از اینکه سرمایهدارى اگر چنانچه بزرگ بشود در پهلویش مظلوم پیدا مىشود، اینطور شعارها را مىنوشتند، منتها آنها نیت سوء داشتند. آنها اشخاصى نبودند که بروند براى اینکه نهجالبلاغه چه مىگوید، اطاعت کنند. و اما همان اشخاصى هم که حسن نیت دارند، خدمت مىخواهند بکنند به این کشور، خدمت به اسلام بکنند، گاهى به واسطه بىتوجهى به همه اطراف مسأله، مىبینید که یک راهى را پیش گرفتند که این راه، راه به خیال خودشان اسلام است، لکن جهات دیگرش را توجه نکردند. از این جهت آنى که من آرزو دارم این است که ما، شماها که در مرکز قانونگذارى هستید و از همه مهمتر محل شماست و دیگران هم که در ما بعد این واقع هستند، ما تحت تأثیر هیچ مکتبى واقع نشویم. نمىخواهم بگویم همه شما تحت تأثیر واقع شدید، لکن یک عدهاى ممکن است تحت تأثیر تبلیغات آن طرف یا تبلیغات آن طرف. ما باید راه مستقیم اسلام را بگیریم و مطالعات اسلامى داشته باشیم، یا از کسانى که مطالعات اسلامى دارند یاد بگیریم که آیا سرمایهدارى تا چه حدود در اسلام قبول شده است و اسلام درباره او چه مىگوید و کمونیسم را اصل اسلام قبول دارد یا قبول ندارد اگر یک مکتب انحرافى ما را در تحت تأثیر خودش قرار بدهد، ما از اسلام غافل شدهایم، حسن نیت داریم، خیلى هم میل داریم که ملت چه باشد، صلاح این است که امروز چه جور بشود، صلاح براى اینکه اسلام تقویت بشود این است که امروز چه جور بشود. همه اطراف مساله مطالعه نمىشود که ببینند آن صلاح آخرى، آنکه اسلام گفته است، این یک مطلبى است که از خداست. خدا اینطور نیست که در نظر نگرفته باشد که مصلحت چى است براى یک ملت یا براى یک جمعیت مصلحت چى است و مصلحت حالا باید این باشد، آنوقت آن باشد. آنجاهایش هم که مصلحتى در تغییرات بوده است خدا گفته است آنها را. احکام ثانویه براى همین معناست که گاهى یک مسائلى در جامعهها پیش مىآید که باید یک احکام ثانویهاى در کار باشد، آن هم احکام الهى است، منتها احکام ثانویه الهى است. ما باید در صدد این معنا باشیم که اگر رأى به یک پیشنهادى مىدهیم، توجه بکنیم که ما تحت تأثیر یک مکتبى از مکتبهاى دنیا واقع نشویم ما تحت تأثیر قرآن باشیم، تحت تأثیر احادیث از ناحیه پیغمبر صلى الله علیه و آله. اگر اینطور بشود کارها زودتر مىگذرد و کارها بهتر مىگذرد و نظر مردم به شما، همان نظرى