صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٧٣
همهاش پوچ بود، اینها وقتى وارد شدند، با اینکه آنها هم کارى به مردم نداشتند، همین وارد شدند، اما دیدید که ارزاق چه جور بود؟ دیدید که هیچ نانى پیدا نمىشد؟ دیدید برنج نبود؟ هیچ نبود، جیرهبندى بود، آن هم با آن قیمت گران در بعضى اجناس. ما امروز در جنگ هستیم آقا، ما، شوخى نیست. مسأله جنگ شوخى نیست، خرج جنگ شوخى نیست، مقاومت در مقابل جنگ شوخى نیست، یک لشکر را یا چندین لشکر را تجهیز کردن براى مقابله، اینها یک امورى است که دولت گرفتارش هست و دارد خدمت مىکند. ما این دولتى که خدمت مىکند باید تقدیرش بکنیم، کمکش بکنیم. چهار نفرى که توجه ندارند، یک چهار نفر دیگرى هم که منافق هستند مىآیند هى به او یک چیزى مىگویند، به آنها یک چیزى مىگویند، ناراحتى ایجاد مىکنند در مردم. خدا داند که با این جنگ و با این وضعى که الان براى ایران هست و آن محاصره اقتصادى که هست و آن کمکها و کارشکنىهایى که هست و آن تبلیغات سوئى که بر ضد شما و بر ضد اسلام هست، معذلک دولت ایستاده است و دارد خدمت مىکند، این اعجاز است. باید ما کمکش بکنیم، زیر بغلش را بگیریم تا بتواند کار بکند. باید اشکالاتى که حتماً مىدانند، خود آنها هم مىدانند که اشکال زیاد است، اما چه بکنند؟ بگویند که رها، هر کس هر کار مىخواهد بکند؟ خوب، یک عده هستند که وارد مىکنند و به قیمتهاى چندین مقابل مىفروشند، یک عده هستند که احتکار مىکنند، یک عده هست نمىکنند خوب، این بیچاره دولت چه بکند؟ جنگ را رهایش کند، مىشود؟ آوارگان را رهایش کند مىشود؟ مستضعفان را رها کند، مىشود؟ شما ببینید در همین بساطى که الان براى ملت ما پیش آمده است و دولت هم آنقدر در مقابل اینها مقاومت کرده، چقدر ساختمان کرده براى مردم، چقدر راهسازى کرده براى مردم. من مکرر به اینها گفتم که آقا این کارهایى را که مىکنید، بیایید بگویید، بیائید به مردم بگویید تا توجه پیدا کنند. خوب شما هم خیلى مىدانید اکثر شاید بدانند که در آنجاهائى که هیچ برایشان کار نشده بود، نه آب داشتند، نه زمین داشتند، نه راه داشتند، هیچ نداشتند، نه طبیب داشتند، الان همه اینها تا یک حدودى که قدرت داشته دولت، عمل کرده و خوب عمل کرده است. بنابر این ما باید از یک همچو دولتى که نمونه است، شما خیال مىکنید که صدام اینطورى عمل مىکند؟ صدام هم مبتلاى به جنگ است، همه هم به او کمک کنند، اما بپرسید از آنهایى که از عراق مىآیند ببینید چه مىکند او، بپرسید از این آقایان عراقى که آمدند و فرار کردند آمدند، دارد چه کند با این مردم، این حبسهاى او و اشخاص اخیار را در حبسهایش چه مىکند. بنابر این ما دو طرف قضیه را باید ملاحظه کنیم. از آن طرف بازار را ما باید حفظش بکنیم با تمام قوا، همهمان موظفیم. بازار است که ما را نگه داشته، همه را نگه داشته، از آن طرف، بازار باید دولت را حفظ کند. اگر رها کند چه بکند دولت. آقاى موسوى، نخست وزیر یک کاسب است مثل شما کاسب بوده دیگر، پدرش هم الان ظاهراً کاسب است. خوب، آن که چیزى ندارد که خودش بدهد، وزیرهاى دیگر هم همه از این قبیلاند. دولت خودش که چیزى ندارد. دولت مىخواهد دفاع از جان شما، از ناموس شما، از مال شما، از حیثیت شما بکند. خوب، ما خودمان باید این کار را تکفل بکنیم و آن مقدار که مىتوانیم، اینهایى که سرمایههاى کلان دارند. اگر یک وقتى شما