صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣١
جنگ هستند و در بیمارستانها هستند سرو کار داشتن، در عین حالى که مشکل است پرارزش است. و اما اینکه این آقا گفتند که به حسب قوانین بین المللى افراد هلال احمر باید مصون باشند، اینها در جاهائى که ارزش را، ارزش انسانى نمىدانند، حرفش هست، معنایش نیست. شما استبعاد نکنید که حزب بعث عراقى دنبال این باشد که قواعد بین المللى چى هست، یا آنهائى که همین جمعیتهاى بین المللى را به اصطلاح خودشان درست کردند. آنها ارزش را در این مسائل که انبیا مىگفتند، در این مسائل نمىدانند، آنها ارزش انسان را به ایمان نمىدانند، آنها ارزش انسان را به شقاوت، خونریزى و بدتر از آن مىدانند. وقتى ارزش را اینها آن ندانستند و از اول نفس خبیثشان منحرف است در اخلاق و در همه چیز، دیگر توقع نداشته باشید که آنها به قواعد بین المللى عمل کنند. به چه قواعد اینها عمل مىکنند؟ مگر آنهائى که این جمیعتهاى حقوق بشر و نمىدانم سازمان کذا را درست کردند، خودشان به این قواعد بین المللى عمل مىکنند؟ آنهائى که اینهمه فریاد مىزنند از حقوق بشر، وقتى که مىرسند به اینکه حزب بعث صدامى اینقدر از انسانها را در اینجا کشته است و آنقدر از انسانها را در اینجا بى خانمان کرده و علیل کرده، علاوه بر اینکه از آن همین طورى مىگذرند، توجیه هم مىکنند. توجیه مىکنند به اینکه خوب، شما در عراق فلان جا را منفجر کردید، اینها هم عوض دارند. یک دروغ عراق مىگوید براى اینکه تصحیح کند کار خودش را. هر روز مىگوید که بصره را زدند. این بصرهاى که زدند کجاست، این جمعیت بصره کجایند که زدندشان، یا سایر شهرها. اسلام اجازه نمىدهد که ما مردم بیگناه را براى خاطر گناه دیگرى آزار بدهیم. منتها آنها مىگویند این مسائل را، براى اینکه وقتى یک بمب یا چند بمب مىاندازند و یک جمعیت کثیرى را، زن و بچه بیگناه را، پیر و جوان بیگناه را مىکشند بگویند که ما در ازاى آن، این کار را کردیم. شما متوقع نباشید از اینهائى که ادعاى این مسائل را مىکنند و مىگویند مثلاً هلال احمر در هر جا یا صلیب سرخ در هر جا افرادش مصونند، توقع نداشته باشید که در عمل هم همین طور باشند، در عمل اینطور نیستند. ارزشها پیش آنها ارزش انسانى نیست و همه مسائل همین طور است منتها من بعضى هایش را عرض کردم. شما خودتان مطالعه کنید ببینید که در رژیم سابق در هر جا ارزش چه بود، ارزش شعر چه بود، ارزش روشنفکر چه بود، روشنفکر آنوقت ارزش را به چه مىدانست، ارزش انسانها به چه بود در آنوقت. آنوقت خواهید فهمید که مسأله دو راه هست، یک راه انبیاست و یک راه شیاطین. یک راه طغات است و یک راه انبیاست. راه انبیا ارزشها را طور دیگرى مىداند. انسان را صاحب ارزش مىداند و ارزشش را به حیوان نمىدانند، به جماد نمىدانند، به دارائى نمىدانند، به آن چیزهائى که در باطن خودش هست مىدانند، به علم مىدانند، به تقوا مىدانند، به مکارم اخلاق مىدانند، و این قشر از جمعیت بشر تمام ارزشها را به غیر آن چیزى که انبیا مىدانند، مىدانند. خداوند انشاءالله ما و شما را موفق کند که به ارزشهاى انبیا توجه کنیم و ما دنبال انبیا و در خط آنها باشیم و از ارزشهاى دنیائى که برخلاف سیره انبیا است پرهیز کنیم. دنیائى را بخواهیم که ارزشش انبیا دادند، خدمتى را بخواهیم که ارزشش را تقوا و علم داده است. انشاءالله همه موفق بشوید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته