صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١١
که کشور ما را آنطور اسیر کرد، و خود ارتش هم، چون فرهنگ، فرهنگ خارجى بود و تربیت و ارتزاق از فرهنگ خارجى مىشد، آنها بودند که جز اینکه جیبهاى خودشان را پر بکنند کارى نمىکردند. طورى نبود که ما یک ارتش فرض کنید که چهارصد هزار نفرى که داشتیم، یک ارتشى باشد که بتواند یک مقاومتى بکند. تربیت، یک تربیتى بود که نباید مقاومت کرد. رفاه در بین آنها به طورى بود که دیگر جاى این نمىماند که بخواهند براى کس دیگر یا براى حفظ کشورشان چه بکنند. در آنوقت هم دفاع از ملت، ملت ایران بود، دفاع از کشور ایران بود، حالا هم هست. آنوقت دفاعشان آن بود که عرض کردم که اصلاً مقاومت نشد و اساساً خراب بود و معلوم شد که ارتش میان تهى است و امروز هم شما حال ارتش را، حال پاسدارها، حال بسیج را، حال اینها را مىبینید که دو سال و بیشتر از دو سال است که مقاومت کردهاند و ایستادهاند این جوانها و این ملیت که اینها را اینجور کرده. اگر ملیت بود، آنها هم داشتند این را. این آقایانى که خیال مىکنند که از ملیت است این امور، اینها نمىفهمند. اگر - مىفهمند خودشان - مىفهمیدند، خودشان را به این روز نمىانداختند. این ایمان است که اینها را اینطور کرده. آن پاسدار و آن ارتشى که در سنگر خودش نماز شب بخواند، این ارتشى مثل شیر مقاومت مىکند، براى اینکه براى خداست. آن ارتشى که مشروب بخورد آنجا و قمار بازى کند آنجا، براى کى کند؟ آن تا ببیند پاسدار آمد، سى هزار نفرشان اسیر مىشوند، مىآیند خودشان را به بند هم مىاندازند. شما خیال مىکنید که ما در مقابل همین عراق که همه کشورها دارند از آن حمایت مىکنند، پول سرشار را این شیوخ بدبخت به این جانى مىدهند و اسلحههاى بسیار هم که از همه جا برایشان مىآید، شما خیال مىکنید که اگر یک روزى در آن زمان اتفاق مىافتاد، او با آن وضعى که داشت و کشور ما با این وضعى که داشت که ملت هیچ کار نداشت به این مسائل، فقط بود ارتشش، ارتش آنطورى، یک ساعت اینها مىتوانستند مقاومت کنند؟ خدا خواست که آنوقت به این فکر نیفتادند. یعنى آن هم از باب این بود که شاه تسلیم آمریکا بود و دیگر ادعایى نداشتند که نوکر خودشان را چى بکنند. امروز که دو سال بیشتر است شما مقاومت کردهاید و دنبال شما این مردم، زن و مردشان در دنبال شما هستند و دارند کوشش مىکنند براى پیشبرد شما، این فرهنگ اسلام است که این را آورده است، نه فرهنگ ملى است و نه فرهنگ شاهنشاهى، اینها بود قبلاً و این مسائل نبود. این اسلام است که جوان را، جوانها را از کنار دریا و از آن بازى که برایشان درست کرده بودند، از آن چاههایى که برایشان کنده بودند، نجات داد و به سعادت رساند و مقابل همه قدرتهاى دنیا ایستاد و خم به ابرو نیاورد. این فرهنگ این کار را کرد.
دشمنان دست به هم داده بودند که اسلام را بکوبند
از دانشگاه اسلامى، انشاءالله بعد از چند سال خواهید دید که نتیجه چه خواهد شد. دولتها از دانشگاه تشکیل مىشود، مجلسها از دانشگاه تشکیل مىشود، دانشگاه در ارتش دخالت دارد، دست دارد، فرهنگ در ارتش تأثیر دارد، فرهنگ در کوچه و بازار و مردم تأثیر دارد. آن روز روزنامهها را