صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩٧
آنهایى که متصدى امور نیستند، تقوا یک امرى است که براى شخص خودشان و احیاناً هم براى یک عدهاى که با او تماس دارند موثر است و خلاف تقوا براى شخص خود آن آدم و براى اشخاصى که با او معاشر هستند، گاهى سرایت مىکند و موثر مىشود. اما متصدیان امور به حسب تصدى که دارند، اگر خداى نخواسته تقوا نداشته باشند، یک وقت مىبینید که اینهائى که در رأس امورند اگر تقوا نداشته باشند، این به همه کشور سرایت مىکند، همه کشور را یک وقت خداى نخواسته به باد مىدهد و لهذا براى آنها اهمیت تقوا بسیار بیشتر است تا براى اشخاص. آنها، هم براى خودشان خوب است، هم براى دوستانشان خوب است و هم براى کشورشان خوب است، براى تمام کشور. اگر با بىنظرى و حسن نظر و تقوا در همه جا عمل بشود، اختلافاتى پیش نمىآید. همه این اختلافات که مىبینید گاهى پیش مىآید، همانطورى که اختلافاتى که در دولتهاى بزرگ پیش مىآید، براى اینکه تقوا ندارند، تقواى سیاسى ندارند، تقواى اجتماعى ندارند، تقواى شخصى و اخلاقى ندارند. این اسباب این مىشود که این مىخواهد او را بچاپد، او هم مىخواهد این را بچاپد، این موجب این مىشود که دعوا بشود. اما اگر تقوا در کار بود و اگر چنانچه هر کسى روى مرز خودش عمل مىکرد، اینهمه جنگ و جدال پیش نمىآمد.
اگر بخواهید شما به اسلام خدمت کرده باشید باید کارهائى که انجام مىدهید با تقوا و با حسن نیت باشد
حالا ما در کشور خودمان که بحمدالله مردمش رو به تقوا و رو به اسلام و رو به احکام قرآن و اسلام هستند و دارند از آن راه مىروند و آن سیر را مىکنند، براى ما، براى خود ما، این مسأله لازم است که آنهائى که متصدى امور این کشور هستند، چه دولت، چه قوه قضائیه و چه مجلس، اینهائى که متصدى راه انداختن کار این ملت هستند و آنهائى که در جبههها هستند و مشغول جنگ یا تهیه جنگ هستند، همه مردم و خصوصاً اینها، اینها اگر چنانچه بخواهند این کشور پیش برود، اختلافات از بین برود، اختلافاتى که همه مىدانیم که اگر خداى نخواسته پیش بیاید و ملت را به تباهى خواهد کشید، اگر اختلافات در سران قوم پیش بیاید سرایت خواهد کرد و یک وقت مىبینیم که دسته دسته شدند و هر کسى یک طبلى مىزند، اگر بخواهید شما به اسلام خدمت کرده باشید، بخواهید به قرآن مجید خدمت کرده باشید، بخواهید که در پیشگاه خدا رو سفید باشید، بخواهید که فردا که از اینجا به آن در مىروید رو سفید بروید، باید اینطور باشد که کارهائى را که انجام مىدهید، بى غرض و بى مرض و با تقوا و با حسن نیت باشد. اشکال خیلى خوب است، در مجلس مثلاً، خوب، باید یک مطلب رد و بدل بشود، اشکال بشود، لکن اشکال طلبگى. دو تا طلبه وقتى که با هم مىنشینند و - عرض مىکنم که - صحبت مىکنند، گاهى مىرسد به فریاد، این فریاد مىزند سر او، او فریاد مىزند سر او براى مطلب، اما همه دنبال اینند که حق را پیدا کنند، بعد هم که مباحثه تمام شد دو تا رفیق هستند، مىروند با هم مىنشینند و چاى مىخورند. اینجور اشکال، اشکال سازنده است. اشکال مدرسهاى، اشکال طلبگى،