صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧١
تفاهم کنیم به اینکه این سلاحهاى اتمى با موشکهاى عظیمى را که تازه درست شده است. جلوى این را بگیریم. هر دوى اینها شعر است و آمریکا هم همین نظر را دارد که شوروى را اغفال کند و آن سلاحها را در غرب و در هر جائى که دست دارد، این سلاحها را مهیا کند براى یک روزى که با فشار یک دگمه، دنیا به آتش کشیده بشود. امروز باید مردم دنیا توجه به این مشکل بزرگ دنیا بکنند و هر قشرى، نویسندهاى، مطبوعات، در سر تا سر دنیا دنبال این مطلب باشند و مردم را بیدار کنند که در مقابل این کارهائى که اینها مىکنند، درست قیام کنند. البته کم و زیاد الان هستند قشرهایى که تظاهر مىکنند بر ضد این سلاحها، لکن باید همه مردم قیام کنند تا بتوانند کارى انجام بدهند.
اگر چنانچه قدرت آمریکا نبود، صدام هم نمىتوانست که این کار احمقانه را بکند و اگر قدرت آمریکا نبود، اسرائیل هم نمىتوانست که این کار سفاکانه را بکند و اگر قدرت آمریکا نبود، این دولتهاى اطراف خلیج و امثال اینها هم این کارهایى را که حالا انجام مىدهند، نمىدادند و دنیا از این دو قدرت اگر بخواهد خارج بشود، باید همانطورى که در ایران عمل شد که تمام قشرها قیام کردند و تمام قشرها نهضت کردند و انقلاب کردند و به هیچ یک از دو قدرت پناه نبردند، مستقلاً خودشان وارد عمل شدند و با اینکه همه کوششها را کرد آمریکا - براى اینکه - از زمان سابق تا حالا براى اینکه اینها را سرکوب کند، نتوانست. تا همه کشورهاى اسلامى و غیراسلامى، تمام کشورهایى که در دنیا هستند و همه آنها هم تودههایشان بیچاره و ضعیف است در تحت سلطه حکومتهاى خودشان، تا اینها قیام نکنند و تا اینها توجه به این خطر بزرگى که دنیا را دارد تهدید مىکند و اگر خداى نخواسته یک وقت واقع بشود، دیگر کشورى باقى نمىماند و انسانى شاید باقى نماند، الا کم، باید فکر بکند دنیا. باید دانشمندها فکر بکنند، مردم را بیدار بکنند. قلم تنها فایده ندارد، گفتن تنها فایده ندارد، اعتماد به دولتها فایده ندارد، خود مردم و خود نویسندگان و گویندگان باید مردم را بیدار کنند و قلمى فایده دارد که بیدارگر تودههاى مردم باشد و اگر چنانچه حال دنیا به همین وضع باشد، از قبیل اسرائیل و صدام باز هم ممکن است باشد و اگر این از بین رفت و او از بین رفت، یکى دیگر مثل اینها را بتراشند. شما ببینید که صدام چه کار ناشایستهاى کرد که امروز در دام افتاده است و نمىداند چه کند. مثل صدام، مثل آن کسى بود که ادعاى پهلوانى مىکرد و هر وقت که مىرفت بیرون یک کسى پیدا مىشد او را کتک مىزد یا زمین مىزد، بر مىگشت مادرش را کتک مىزد. صدام در هر جبههاى که سیلى خورده است و در هر جبههاى که شکست خورده است، دنبال آن، یک دسته از این عراقىهاى بیچارهاى که در تحت ظلم او هستند و دست و پا مىزنند، از آنجا بیرون کرده است. یا به حبس کرده است و با سلاحهاى دورزن خودش - را - این افراد محروم جامعه را، شهرهاى عربى نشینى که محروم هستند، اینها را هدف قرار مىدهد، یا شهرهاى دیگر ایران را. این همان مسأله است. هر وقت شکست مىخورد یک همچو قضیهاى هست. الان هم که شکست فاحش را خورده است، منتظر باشید که باز اگر خداى نخواسته بتواند او در شهرهاى مرزى یک جنایتى بکند و دوستان و منافقین هم در داخل، و این براى این است که اذهان را از این شکست بلکه بتواند منصرف کند، در عین حالى که در همین عملیات