صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٤٨
ما بین یک دولت اسلامى و یک ارتش اسلامى، با یک دولت غیر اسلامى و ارتش غیر اسلامى، این است که اینها اگر چنانچه خداى نخواسته شکست هم بخورند، دستشان را پیش دیگرى دراز نمىکنند، اینها عار این را که به دیگران بگویند بیایید و به ما کمک کنید، تحمل نمىکنند، اینها مسلمند، اینها پیش خدا و به درگاه خدا دست دراز مىکنند و کسى که به پیشگاه خدا دست خودش را دراز کرد همه را پشت سر مىگذارد.
جوانان عزیز به شرکت در این دانشکدههاى افسرى توجه کنند
و من امیدوارم که شما عزیزانى که در دانشکده افسرى هستید و امید آتیه ایران و اسلام هستید با توجه به خداى تبارک و تعالى و تحکیم ایمان خودتان که دنبال آن استقلال فکرى، استقلال عملى هست، تحصیلتان را به آخر برسانید و انشاءالله براى این ملت که شما همه نور چشمان همه ما هستید، براى این ملت پیروزىهاى بالاتر را انشاء الله به هدیه بیاورید. و از امورى که من باید عرض کنم این است که من به ملت عزیز عرض مىکنم و جوانهائى که هستند، که توجه به این دانشکدههاى افسرى و به دانشگاههاى افسرى داشته باشند و بروند در آنجا، که این یک مسألهاى است که براى ایران امروز مهم است و ما امیدواریم که با توجه خود ملت به این مراکز و آمدن و اسم نوشتن و اینطور چیزها، یک ارتش قوىاى پیدا بکنیم و بحمدالله الان هم هست، لکن قوىتر از این که در مقابل هیچ قدرتى سر خضوع نیاوریم و شکسته نشویم.
ما صلح را استقبال مىکنیم، لکن یک صلح شرافتمندانه اسلامى
انشاءالله خداوند شماها را حفظ کند و ما باز هم تکرار مىکنیم این معنا را که ما یک مردمى هستیم که براى خاطر اسلام دفاع داریم مىکنیم - ما هجوم به ما شده است و هجوم را دفاع مىکنیم و از اول هم همین بود، لکن در عین حال از اول هم صلح طلب بودیم و صلح یکى از امورى است که ما به تبع اسلام قبول کردیم. صلح اسلامى، صلحى که برادر مىشوند بعد از صلح و ما طالب این صلح هستیم، اما صلحى کهاعتنا نکنند به اینکه جنایت کردند در اینجا و اعتنا نکنند به اینکه غراماتى وارد شده است و باید جبران بکنند، خساراتى وارد شده است و باید جبران بکنند، این اسمش صلح نیست، این اسمش را باید بگذاریم صلح صدامى این صلح نیست، صلحى که بخواهند یک مملکتى را بچاپند و یک مملکتى را خراب و ویران کنند. و الان هم نفت شهر را نفت هایش را آتش زدند براى اینکه احتیاطا آتش بگیرد که وقتى که بیرونشان کردند، نفتها کم شده باشد. ما با یک همچو موجوداتى طرف هستیم. ما چطور مىتوانیم همین طورى بى قید و شرط بنشینیم و صحبت کنیم و مصالحه کنیم؟ شوراى امنیت هم اگر بگوید، ما نمىپذیریم. همه عالم بگویند، ما اینطور صلح را نمىتوانیم بپذیریم. هیچ عاقلى این صلح را نمىپذیرد. تمام هیاتهائى که اینجا آمدند از اول و بعد هم شاید بیایند، مىبینند که ما یک صحبت فقط داریم. ما صلح را قبول داریم، ما صلح را استقبال مىکنیم،