صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٠
تمام این خرابىهائى که مىبینید وارد مىشود بر همه کشورها، خرابىهائى است که منشأش علما بودند، علماى دانشگاهها منشأ این مسائل بودند. آنهائى که موشکها مىسازند، آنهائى که طیارهها مىسازند، آنهائى که چنین و چنان، منشا تمام این خرابىها اینها هستند. و هر چه به سر بشر مىآید از علم مىآید، علم بدون تهذیب.
اگر چنانچه علم در یک قلب فاسد وارد شد، ضررش بیشتر از نادانى است
اگر چنانچه ما فرض مىکردیم که بشر مهذب بود و عالم نبود، دنیا با آرامش، با آرامش خاطر زندگى مىکرد. اگر ما فرض مىکردیم که علم توى کار نبود، فقط تهذیب نفس بود، البته خیلى عقب بود بشر از اینکه علم ندارد، خیلى نقیصه بزرگ داشت، لکن رویهمرفتهاش براى بشر، صلاح این است که آموزش داشته باشد. اگر امر دایر شد بین این دو تا، صلاح بشر این است که علم تحصیل بکند، یا صلاح بشر این است که تربیت معنوى داشته باشد؟ ما شک نداریم در اینکه اگر امر بین این دو تا باشد، دایر بین این دو تا، یعنى اگر یکى آمد دیگرى نباشد، اگر علم آمد تهذیب نباشد، اگر تهذیب هم آمد علم نباشد، اگر این بشر مهذب باشد، آزار به کسى نرساند، مردم را رنج ندهد، با مردم رئوف باشد، مردم را برادر خود بداند، بشر را برادر و همتاى خود بداند، اگر یک همچو معنائى با همه شوونى که تهذیب نفس داشت، بود، علم هم هیچ نبود، مردم در آسایش بودند. و اگر علم بود و تهذیب نبود، اگر انبیا را ما استثناء بکنیم از بشر، از اول انبیائى در کار نبودند و بشر خودش خود به خود بزرگ مىشد، اگر اینطور بود، تمام بشر به هلاکت و به ناسامانى مىرسید و روى خوش در بین بشر اصلاً پیدا نمىشد. الان که مىبینید که یک عدد بسیارى از مردم خوب هستند و آن تودههاى مردم است، این از برکت همان تربیتهاى معنوى انبیاء خداست. تربیتهاى معنوى انبیاء خدا، در عین حالى که همه قبول نکردند این تربیت را، معذلک آنقدر در دنیا نور افکنده است که تودههاى مردم، تودههاى ضعیف مردم، همه خوب هستند. کمتر در آنها این فسادها یپدا مىشود. اگر ما فرض بکنیم که شماهائى که از اول مىخواهید آموزش بدهید و نهضت سواد آموزى درست کردید، همراه او، شما پرورش نداشته باشید و تهذیب نفس نداشته باشید، این عمل شما خیلى خوب، اما هدر رفته است، همراهش باید این باشد. و اگر چنانچه شمایى که متکفل آموزش نونهالان هستید، فقط دنبال این باشید که ما علم شان را درست کنیم و دنبال پرورششان نباشید، دنبال تهذیب نفس نباشید، شما هم موفق در کار نخواهید بود، یعنى یک خدمت مثبتى براى کشور خودتان نکردید.
بالاتر از اینجا، دانشگاه است. اگر اساتید دانشگاه فقط همّشان این باشد که درس بگویند (البته دانشگاههاى سابق ما، درس هم درست نبود، اگر بود، ما اینقدر عقب نمانده بودیم از دانش هم، حالا ما فرض مىکنیم که خیر، خوب حالا هم انشاءالله خوب است). فقط بنایشان بر این باشد که تعلیم کنند اینها را، پهلویش تربیت نباشد، تربیت معنوى نباشد، از دانشگاه آنها مىآید بیرون که فساد مىکند. حوزههاى علمى هم همین طور است. اگر در حوزههاى علمى قدیمى تهذیب نباشد، اخلاق نباشد،