صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٤
خوفى که اگر یک پاسبان مىآمد یک بازار را مىبست هیچ کس حرف نمىزد او را شکستند، فریاد زدند، با فریاد خودشان قدرتى را که در اینجا بود شکستند و قدرتها را شکستند. ما وقتى یک ملت داریم که سى و چند میلیون است و بیست میلیون جوان داریم که آرزوى شهادت بسیاریشان مى کنند، دیروز یک پیرمرد نزدیک به هشتاد، تقریباً بین هفتاد و هشتاد بود، طورى که چیز بود، آمد با من مصافحه کرد و رفت آن کنار و دوباره من دیدم ایستاد و دوباره دارد مىآید، دفعه دوم که آمد اینجا گریه مىکرد اشکهایش رامن دیدم که آنجا جارى بود مىگفت من مىخواهم بروم جنگ بکنم. من گفتم به او که من و تو باید دعا بکنیم، جوانها باید جنگ بکنند. الحمدلله ما که جوانهایمان، پیرهایمان، زنها، دخترها، همه، بچهها همهمان یک تحولى در ما پیدا شده است که نمىخواهیم دیگر زیر بار ابرقدرتها برویم، باید البته ملتى که اینطور باشد خودش را مهیا کند براى همه چیز. قدرتهاى بزرگ عالم هست، شما هم ایستادید در مقابل قدرتهاى بزرگ عالم، از ارعابهایشان نترسید خیلى، اما مهیا بشوید براى این شلوغ کارىها، براى این کارهایى که دارد انجام مىگیرد باید ما مهیا بشویم. یک کار ارزشمندى شما کردید، یک کار بزرگى کردید که تمام دنیا به صورت اعجاب دارند به شما نگاه مىکنند. کسى که یک همچو کار بزرگى را به عهده گرفته است نباید خیال کند که امروز که ما این را بیرونش کردیم فردا کس دیگر مىآید، نخواهد آمد، خیر، شما و ما مهیا هستیم و مهیا باید باشیم که آنقدرى که ارزش دارد عملمان، باید برایش فداکارى بکنیم. ما باز با آن تنگناى اقتصادى که پیغمبر اکرم در آن چند سال که در آن غار بود واقع شده بود، واقع نشدیم. آنها نان خوردن هم نداشتند، آنها با زحمت براى خودشان به طور قاچاق یک چیزى مىآوردند مىخوردند، زندگى مىکردند، لکن ارزش عمل یک ارزشى بود که مىارزید به اینها، تحمل مىکرد ایشان اینها را. ما الان چیزى برایمان واقع نشده، خوب، یک گوشه کشور ما یک جنگى واقع شده و آن هم دارند سرکوبشان مىکنند. ما باید مهیا باشیم که فردا اگر از یک گوشه دیگرى هم یک شیطان دیگرى سر در آورد، آن هم سرکوبش بکنیم. ما مىخواهیم زنده باشیم و ما مىخواهیم شرافت خودمان را حفظ کنیم و ما مىخواهیم اسلام عزیز را که همه چیز درش هست، استقلال درش هست، آزادى درش هست، شرافت درش هست، مىخواهیم این را حفظش بکنیم و قرآن کریم را حفظ بکنیم و این ارزش دارد به اینکه ما همهمان هم از بین برویم، رفتیم. مگر ما از پیغمبر بالاتریم، مگر ما از حسین بن على بالاتر هستیم. آنها هم همه چیزشان را دادند در راه هدفشان، لکن ما قدرت داریم الان، آنها آنوقت نداشتند همچو قدرتى. حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم در آن غارى که پناه برده بودند کسى را نداشتند، یک چند نفرى آنجا بودند و همه در خوف زندگى مىکردند ما به آنجا نرسیده است حالا. زمانى هم که در مدینه تشریف آوردند، آنقدر رنج ایشان کشیدند، اینقدر زحمت کشیدند که هیچ یک از آنها را تا حالا ما نکشیدیم.
ما ملتى هستیم که با وحدت کلمه و اتکال به خدا همه چیز را مىتوانیم پیش ببریم
ما از جنگ نباید بترسیم. پیغمبر اکرم جنگ کرده است براى اسلام حضرت امیر جنگ کرده