صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠٧
جوهره انسان که باید همیشه متحرک و فعال باشد بروز مىکند و در استراحت و در راحت و در این امور انسان همیشه کسل مىشود، همیشه خمود مىشود، قواى انسان خمود مىشود و خصوصاً آنهائى که به عیاشى عادت دارند یا به رفاه عادت دارند آنها دیگر بدتر خواهند شد لکن وقتى که جنگى در کار مىآید و حماسه وجود پیدا مىکند و تاریک مىشود شب و روشن مىشود روز و توپ انداخته مىشود و اینها، انسان را از آن حال خمودى و از آن حال سستى بیرون مىکند و انسان آن واقع خودش را که فعال است و متحرک آن واقع را بروز مىدهد. و یکى از امور که با زخیر بود براى ما اینکه دولت عراق فهمید که با کى طرف است. اینها دائماً هى پیش خودشان گفتند که ما اگر همچو خیالات مىبافتند که اگر ما حمله به ایران بکنیم، در همان حمله اول دیگر کار تمام است و ما مىرویم براى مرکز ایران و همه جا. حالا فهمیدند که نه، مسأله اینطور نیست. در عین حالى که ما باز به مردم اجازه ندادیم و آن بسیج عمومى را اجازه ندادیم، الان معذلک فهمیدند اینها که خیر، کارى از آنها بر نمىآید و اگر چنانچه دولت ایران بخواهد، آنها را انشاء الله بزودى از بین مىبرد. عمده حرف این است که فرق است ما بین قواى مسلح ایران با قواى مسلح عراق، فرق است ما بین فرماندهان قواى مسلح ایران با فرماندهان قواى مسلح عراق، و آن این است که اینها به اسلام فکر مىکنند و روى قواعد اسلام مىخواهند عمل بکنند و لهذا به شهرهائى که دفاع ندارند، به مردم بازار و به مردم و فقراى جاهاى دیگر کارى ندارند و فقط اگر چنانچه الزام پیدا کردند که یک مثلاً توپى بیندازند، یک بمبى بیندازند، به همان مراکزى که مراکز قدرت شیطانى است اینها هجوم مىکنند، لکن فرماندهان عراق از خدا بى خبرند، اعتقادى به این مسائل ندارند و لهذا توى شهرها مىاندازند بمبهایشان را، در خرمشهر، در اهواز، در این جاها شهرها را چیز قرار مىدادند هدف قرار مىدهند و ما دستمان بسته است از این جهت که نمىخواهیم مردم عادى و مردم بىگناه تلف بشوند و آنها دستشان باز است از باب اینکه اعتقاد به آن چیزهائى که در اسلام مطرح است، آن چیزهائى که انسان بما انه انسان مىفهمد، آن چیزهائى که شرف انسان اقتضا مىکند، آنها این مسائل پیش شان مطرح نیست، آنها همان پیش بردن و رفتن و زدن و اینطور چیزها لکن اینطور نیست که مملکت ایران نتواند اینها را از بین ببرد لکن مىخواهد قدم به قدم پیش برود که مبادا بىگناهها خداى ناخواسته زیر پا بروند. پس ما باید روى قواعد اسلامى عمل بکنیم. قدم قدم پیش رفتیم، تکه تکه جلو رفتیم و آنها خیال کردند قدرتى در کار نیست، حالا فهمیدند آنها که نه، قدرت هست لکن قدرتمندان اینجا روى یک قواعد عمل مىکنند و قدرتمندان اشرار روى یک قواعد دیگر عمل مىکنند و لهذا آنها مراکز جمعیت را هر جا پر جمعیت است آنها به توپ مىبندند یا نارنجک مىاندازند، اینها مىخواهند همان هدفهائى که مربوط به قواى مسلحه آنهاست چیز بکند. بنابراین در این جنگ یک، خیلى از امور، که بعضى دیگرش هم هست البته خیلى از امور معلوم شد و باز خوب شد که صدام حسین را به ظواهر اسلام کشاندند، براى اینکه این روزها گویند نماز هم مىخواند، توى مسجد هم مىرود. این همان کارهائى بود که محمد رضا مىکرد، عیناً همان اینها از یک آخور ارتزاق مىکنند. آن هم یک وقتى که پیش مىآمد