صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٢
درست نبوده. اینها به واسطه تبلیغاتشان ایجاد خوف کرده بودند که با همین خوف کارهاى خودشان را انجام مىدادند. بیشتر مردم به واسطه این خوف کنار مىگرفتند و بى تفاوت مىشدند و مىترسیدند، آنها هم با اینکه قدرتشان به آن بزرگى نبود که یک ملت را از بین ببرند، استفاده مىکردند لکن ملت ایران این مطلب را شکست در هم و این رژیم را از بین برد. نسبت به قدرتهاى بزرگ هم همین طور است قضیه و همین طور بود قضیه که ارعابش بیشتر از واقعیتش بود. اگر یک مطلبى فرض کنید در یک دولت کوچکى واقع مىشد بر خلاف میل شوروى مثلاً یا بر خلاف میل آمریکا، کافى بود که آمریکا یا شوروى یک تشر بزنند، با همان یک تشر مسأله ختم مىشد، یا مثلاً در آنوقتى که انگلستان قدرتش زیادتر بود از دیگران، یک کشتى را بیاورند در این آبهاى نزدیک ایران، یک کشتى را که آوردند اینجا، دیگر نه مجلسش مىتوانست حرفى بزند و نه دولتش و هر چه آنها مىخواستند، تحمیل مىکردند. این مطلب هم در ایران شکسته شد، این معنا که یکى برود در سفارت آمریکا و یک تعرضى بکند به سفارت آمریکا، در سابق و در زمان رژیم سابق، جزء تخیلات و شعرها به نظر مىآمد، چطور امکان دارد که ملتى که هیچى ندارد، جوانهائى که دستشان چیزى نیست بروند و سفارت آمریکا را یک تعرضى به آن بکنند، یک سنگى حتى بیندازند، اگر یک همچو چیزى بشود اصلاً ملت و دولت ایران به باد فنا خواهد رفت. اینها چیزهائى بود که با شیطنت و تبلیغات تو مغز مردم کرده بودند و مردم را از آن قدرت ملى و انسانى و اسلامى که داشتند غافل کرده بودند. ما دیدیم که جوان ما به واسطه آنهمه ناراحتىهائى که ملت ما از این قدرت فاسد کشیده بود عکس العمل نشان دادند و رفتند و ریختند و آن اعضاى آنجا را گرفتند و اینها و هیچ آسمان به زمین نیامد. ویژگى این عمل، این بود که این قدرت آمریکا و این ارعابى که کرده بودند اینها که اگر چنانچه یک تعرضى بشود، به دیوار سفارت آمریکا کسى یک خطى بکشد چهها خواهد شد این از بین رفت. شما جوانها که رفتید و آنجا را گرفتید و بعد هم به همه معلوم شد که اینها اصلش یک افرادى نبودند که راجع به یک سفارتخانه متعارف باشند، اینها مرکز یک توطئهاى بودند که در همه شوون کشور ما بلکه منطقه دخالت مىکردند و دولتهاى سابق دانسته یا ندانسته از آنها باید تبعیت بکند و هر کارى که مىخواهد انجام بدهد باید با مشورت اینها باشد چنانچه خود محمد رضا گفت که ما لیست وکلا از سفارت مىآمد و ما باید این لیست را همانطورى که آنها نوشتند عمل بکنیم. این خدمتى که این جوانها کردند و رفتند و شکستند و گرفتند آنجا را و آن افراد فاسد را نگه داشتند، این یک مطلبى بود که آن واهمههائى که در ذهن مردم بود، در ذهن ملتها بود، در ذهن دولتها بود و آن هیولائى که نشان داده بودند آنها از قدرتهاى بزرگ، آن را شکستند. این یک مطلبى است که اگر چنانچه ملت ما هم دنبال او هر جور زحمتى به خودش راه بدهد، هر جور گرفتارى و تنگنائى که برایش پیش بیاید ارزش دارد. ارزش این عمل به این نیست که ما شکممان یک وقتى گرسنه مىماند یا مثلاً راه وقتى بخواهیم برویم با اتومبیل مىتوانیم برویم از باب اینکه نداریم چیزى ارزش این به اینها نیست. ارزش این در عالم به این است که شما یک بتى که درست کرده بودند اینها که، بت بزرگى که همه ممالک را گرفته بود، شکستید، و این یک