صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٨
اینها فکر بکنید، هم تان را صرف این بکنید، نه صرف اینکه دعوا کنید. وقت، وقتى بنا شد که به دعوا بگذرد، دیگر نمىرسد انسان، مجال ندارد دیگر بنشیند یک کارى بکند، یک طرحى بریزد براى این ملت، براى این بیچارهها. من تقاضا مىکنم از همه آقایانى که متصدى یک امرى از امور هستند، چه آنهایى که در وزارتخانهها و در طبقه پایینتر مشغول کارند و چه خود وزرا و چه نخست وزیر و چه رئیس جمهور و چه همه کسانى که در امور هستند، در شوراى انقلاب بودند و حالا هستند، در عرض مىکنم که جاهاى دیگر بودند من از همهشان تقاضا دارم که از این چیزى که برخلاف رضاى خداست و برخلاف رضاى اولیاى اسلام است و برخلاف رضاى ملت است اجتناب کنید این دنیا چند روزش آمده پیش شما، این را خدمت کنید تا آبرومند باشید پیش خدا، این را با دعوا نگذرانید، با صلح بروید سراغ مردم. اگر بروید سراغ مردم، دیگر دعوا پیش نمىآید براى اینکه وقت دعوا نمىماند. اما افسوس این است که شما مشغول دعوا هستید و از مردم غافل، نه اقتصاد را توانستید درست کنید و نه امنیت را توانستید درست کنید و نه هیچى، همهاش دعوا و همهاش با هم دعوا، همه توى تهران نشستند دعوا مىکنند این صحیح نیست، این خلاف اسلام است، خلاف اخلاق اسلامى.
اگر کسى قلم که دستش گرفت انتقاد کند براى انتقامجوئى، این همان شیطان است
به همه آقایان من مىگویم با هم جنگ نکنید، روزنامههارا پر نکنید دوباره از بدگویى از هم و از انتقاد از هم. انتقاد غیر انتقامجوئى است. انتقاد، انتقاد صحیح باید بشود. هر کس از هر کس مىتواند انتقاد صحیح بکند اما اگر قلم که دستش گرفت انتقاد کند براى انتقام جوئى، این همان قلم شیطان است. اگر روى مصالح عامه یک کسى به کسى اشکال مىکند و همچون است که اگر خودش را بردارند یک کسى دیگر را اینجا بنشانند و همین حرفها را بزند خودش ناراحت نشود، این میزان دستش باشد که قلم دست شیطان است مىنویسد یا دست رحمان است، زبان، زبان شیطان است یا زبان رحمان است.
سعى کنید کارهایتان ضربتى و براى مردم باشد
این را باید انسان توجه بکند به اینکه این چند روز مىگذرد، این ریاستها مىگذرد، شما هر چه هم بخواهید چیز بکنید از محمد رضا توانید بالاتر بروید، هر چه هم دست و پا بکنید، آنها را پیدا نمىکنید و انشاء الله نخواهید پیدا کرد و نخواهید که بخواهید. او رفت تمام شد، حالا پیش خداست. چه خواهد شد، خدا مىداند. ما هم این روز را داریم، ما هم فردا یکى مثل من دیرتر و زودتر و آن هم که معلوم نیست که کى زودتر ولى خوب، ما آخر است و باید برویم، شما که الان جوان هستید، به فکر این باشید که اصلاح کنید خودتان را، به فکر این باشید که براى این مملکت کار بکنید، ننشینید بازتو وزارتخانهها و هى همان حرفهاى سابق باشد و همان کاغذبازىها و یک بودجهاى که براى یک جائى مىخواهند، اینقدر، این طرف و آن طرف برود که منسى بشود. اینها را به طور ضربتى کار بکنید.