صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٧
حکومت به آن معنا ندارد، اسلام خدمتگزار دارد، منتها قواى انتظامى هم دارد براى سرکوبى آنهایى که مىخواهند خیانت بکنند والا نه این است که اگر خیانتکار نباشد دیگر چیزى نمىخواهند، آنها نمىخواهند که حکومت کنند به مردم و خود فروشى کنند به مردم و مردم را از خودشان بترسانند. شما خیال مىکنید آنطور که محمد رضا در خیابانها مىآمد، حضرت امیر هم با اینکه ده مقابل او سعه مملکتش بود، در خیابانها آنطورى، در کوچه و بازار آنطور، خوب، در کوچه و بازار مثل یک آدمى مىآمد که نمىشناختندش بعضىها. مالک اشتر که یکى از سردارهاى بزرگ اسلام بود، خیال مىکنید که مثل یکى از درجه دارهاى زمان طاغوت بود؟ نه، این توى مردم مىآمد نمىشناختندش. آن روز یک کسى نشناخت و به او فحش داد و بعد هم ببینید کرامت او را، رفت مسجد به او دعا کرد. این اخلاق را، این تاریخ اسلام را باید مطالعه کرد و خصوصاً حکومتهائى که در اسلام بوده است مطالعه کرد و از آن پند گرفت. شما خودتان را حاکم مردم ندانید، شما خودتان را خدمتگزار مردم بدانید. این پیش خدا ثوابش بیشتر از این است که خودتان را حکومت بدانید. حکومت هم همان خدمتگزار است، ارتش هم باید خدمتگزار مردم باشد. اگر همه شماها خدمتگزار، خودتان را حساب بکنید، نخواهید که هى به شما مدح بگویند و ثنا کنند و نمىدانم فریاد بکشند و با هم دعوا بکنید، اگر این چیزها را کنار بگذارید و خودتان باهم تفاهم کنید و دوستى داشته باشید، این براى ملت چه لذتى دارد. آن که دیده است بچههایش از بین رفته، حالا این حکومتى پیش آمده است که همهشان باهم برادرند و همه کوشش مىکنند که براى مردم یک کارى بکنند، تا توان دارند براى مردم مىخواهند کار بکنند، اگر به جاى این ببینند که حالا که اینها رسیدند به یک چیزى و آمدند سر یک سفرهاى نشستند، اینها باهم سر اینکه بیشتر این طعام سفره را ببرد یا آن یکى بیشتر ببرد دارند جنگ مىکنند، خوب، ببینید چه تلخ است در ذائقه این ملت و در ذائقه اسلام و پیش خداى تبارک و تعالى، به ما چه مىگوید.
بدون اختلاف همّتان را صرف خدمت به ملت کنید تا پیش خدا آبرومند باشید
این عنایت خدا بود که همه رابه این آزادى و به این عرض کنم استقلال و به این مقام رسانده است. حالا ما عوض اینکه شکر نعمت خدا را بجا بیاوریم و براى خاطر خدا قیام کنیم و براى ملت کار بکنیم تمام هم مان را صرف کنیم که این بیچارههائى که توى این زاغهها باز هم نشستهاند اینها را از اینجا بیرون بیاوریم، جائى برایشان درست بکنیم، آب و برق این مملکت را درست بکنیم و الان شما مىدانید که در بعضى از جاها هیچ ندارند، هیچ. بعضى از جاهائى که، دیروز یکى از آقایان که آمده بود از طرف بختیارى و آنجاها، مىگفت مردم همه اخلاص دارند اما هیچ ندارند. بعضى جاها هیچ ندارند، براى این هیچ ندارها یک فکرى بکنید، هى ننشینید دعوا بکنید، هى هم دنبال این نروید که همانطورى که در طاغوت مىکرد شهرها را خیلى مزین کنید و شهرها را خیلى بزرگ بکنید و همه هم دولت و همه بودجه مملکت خرج شهرها بشود و خرج شمال شهر بشود که باز همان طاغوتىها از آن استفاده بکنند. براى این پایین شهرى ها، براى این بیچارهها اسلام است، حکومت اسلام است، براى