صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٦
روزنامهها هر روز انتقاد بکنند، هم را بکوبند، به هم تهمت بزنند، به هم افترا بزنند، آخر این انصاف است پیش خدا چه مىخواهد شد این؟ پیش ملت چه انعکاسى دارد خارجىها چه استفاده از آن مىکنند؟ آنها همه دلشان مىخواهد که شما سروکله هم بزنند و از مصالح مملکت غافل باشید و آنها یک وقتى کار خودشان را، ضربه خودشان را بزنند. آنها در طول تاریخ و خصوصاً در این پنجاه سال کوشش کردند که جوانهاى ما و ملت ما را غافل کنند و احیاناً به جان هم بریزند و خدا خواست که آن خدعه آنها تا این حد باشد و از بین بروند و رفتند. اگر حالا همان مسائل را ما تکرار کنیم، یعنى مسائلى که امریکا براى ما پیش مىآورد که مارا از مسائل اصلى غافل کند، به مسائل دیگر متوجه کند، به هروئین متوجه کند، به فحشا متوجه کند، براى اینکه از آن راهى که باید برود منحرف بشود، برود دنبال عشرتخانهها، امریکا در یا ابرقدرتهاى دیگر، آنهائى که مىخواستند ما را غارت کنند، در طول تاریخ و در طول این پنجاه و چند سال کوشش کردند که جوانهاى ما را بىتفاوت بار بیاورند. آن روز آنها مىکردند، حالا دست شما افتاد. اگر حالا هم شما کارهایى بکنید که توجه مردم را از مصالح و توجه خودتان را از مصالح به چیز دیگر متوجه بشود، عوض اینکه فکر حل مشکل کردستان را بکنید بنشینید و با هم دعوا بکنید، عوض اینکه براى این پابرهنهها، براى این ضعفا، براى اینهایى که زحمت کشیدند و شما را به اینجا رساندند و حالا هم توقع از شما خیلى ندارند براى اینکه یک آب و نانى، یک آبى، یک نانى، یک برقى، آن چیزهاى اولیه را به اینها برسانید،از این غفلت کنید و بروید سراغ جنگ - نمى دانم اعصاب و بساط، خوب، این همان است که آنوقت امریکا مىکرد، حالا شما مىکنید، آنوقت آن طاغوت مىکرد، حالا شما مىکنید. شما هم طاغوتید، آنها هم طاغوتند، فرقى نمىکند، یکى شیطان است، یکى شیطان کوچکتر. اگر بناباشد که شما به جاى اینکه اقتصاد مردم را درست کنید، به جاى اینکه این کشور را بررسى کنید ببینید کجاهاست که مخروبه است و مردم از همه چیز ساقط هستند، به جاى این اگر چنانچه بنشینید سر مسند و با حرف و با فحاشى به هم مسائل را غفلت از آن بکنید، این همان است که قدرتهاى بزرگ مىخواهند تا این مملکت خرابه بماند و صداى مردم در آید، این همان است. شما هم عمال امریکائید منتها ملتفت نیستید. یک عاملى داریم که مستقیماً از سفارت امریکا دستور مىگیرد، یک عاملى داریم که براى او کار کند و خودش نمىفهمد، خود آدم نمىفهمد که براى کى دارد کار مىکند. اگر شما به مردم کار نداشته باشید، به مصالح مردم، به مصالح کشور کار نداشته باشید، فقط مشغول این باشید که من چطور، شما چطور، من چطورم، شما چطورید، مردم با من هستند، مردم با شما هستند، اگر فکر این باشید، این همان است که امریکا مىخواهد و شما از عمال امریکا هستید و در عذاب با آنهائى که از عمال امریکا بودند با توجه، مشترک هستید با کم و زیادش.
خودتان را حاکم مردم ندانید، خدمتگزار بدانید
ملتفت باشید که شمایى که الان به حکومت رسیدید، حکومت نیست، خدمتگزار هستید. اسلام