صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧١
تاریخ ٢٠/٦/٥٩
بیانات امام خمینى در جمع اعضاى هیأت دولت برادر محمد على رجائى
حب نفس و غفلت از خدا بزرگترین خطر براى هر انسانى است
بسم الله الرحمن الرحیم
من اول دعا مىکنم که خداى تبارک و تعالى شما آقایان را از عنایت خودش محروم نکند و شما را به راهى که رضاى اوست هدایت بفرماید و شما به مقصدى که مقصد اسلام است و آرزوى ملت است برسید. آنچه که خطر براى هر انسانى و هر متصدى امرى هست حب نفس است. رأس همه خطاهائى که انسان مىکند، حب نفس است. هر بلائى سر انسان خودش مىآید یا جامعه از دست قدرتمندان مىبیند این در اثر هواى نفس و خود خواهى است. در روایات ائمه ما فرمودهاند: رأس کل خطیئه، حب النفس یعنى همه خطاهائى که از انسان صادر مىشود در اثر همین خود خواهى و غفلت از خداست. انسان باید کوشش کند که این حب نفس را اگر نمىتواند تمام کند کم کند، البته مسأله بسیار مشکلى است و محتاج به ریاضت است، لکن مسأله نشدنى نیست، مشکل است، لکن نشدنى نیست. اگر انسان در هر امرى که وارد مىشود در آن امر خودخواهى را کنار بگذارد و مصلحت را ملاحظه بکند و خدا را ملاحظه بکند، هم موفق مىشود و هم از خطراتى که بر این خودخواهى است در امان مىماند. شما که الان از وزراى محترم هستید و مملکت اسلامى به شما سپرده مىشود و پستهاى شما پستهائى است که باید در آن اعمال بسیار شایسته انجام بگیرد، کوشش کنید که اولاً گمان نکنید که ریاست، از ریاست درجه اول تا آخر، یک چیزى باشد، یک امر اعتبارى است، یک دستهاى جمع مىشوند یکى را مىگویند تو کارها را انجام بده. در نظر داشته باشید که حضرت امیر سلام الله علیه در حالى که به حسب فهم جامعه، ریاست یک کشور بسیار بزرگى را داشت از حجاز تا مصر، عراق، ایران، همه را داشت، آنوقت چه جور بود وضعش، چه جور بود سلوکش با مردم و چه بود سفارشهایى که به عمالش یا به حکومتهائى که از طرف او بودند، چه سفارشهاى ارزشمندى فرموده است. البته ما نمىتوانیم خود او باشیم، لکن مىتوانیم که شیعه او باشیم، پیر و او باشیم، تا آن حدودى که بتوانیم باید پیروى از او بکنیم. او تمام مقصدش خدا بود، اصلش این دنیا و این ریاست دنیا و اینها در نظر او چیزى نبود مگر اینکه بتواند یک عدلى را در یک دنیا برقرار کند، والا پیش آنها مطرح نبود که یک ریاستى داشته باشند یا خلافتى داشته باشند، مگر اینکه بتوانند یک عدلى را اقامه کنند و یک حدى را جارى کنند. ما باید از آنها درس بگیریم و پند بگیریم و به شیوه آنها تا آن اندازهاى که مىتوانیم عمل