صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧
احمد زنجانى رحمه الله نقل مىکردند که در روزنامه ملانصر الدین که قفقاز طبع مىشده، او عکسى انداخته بوده از دو تا طلبه، دو تا اهل علم، یکى این طرف، یک آن طرف نشسته و دعوا کردهاند و دندان یکى بیرون افتاده و کفش یکى هم بالاى سر آن یکى است و او براى انتقاد از این طایفه این را نوشته بود، این را عکسبردارى کرده بود و او نمىدانست که در عین حالى که گاهى وقتها به این مسائل هم مىرسد لکن به مجرد اینکه مباحثه تمام مىشود، با هم مىشوند رفیق و با هم دوست و برادرند. ما اگر چنانچه در مسائلى که پیش مىآید، در هر وضعى که باشد، البته مسائل زیاد الان در مجلس طرح مىشود و شما بعدها هم مواجه هستید با مسائل زیادى که براى ملت است و هر کسى نظر دارد و هر کسى اجتهاد دارد، هر کسى باید مسائل را طرح بکند و بگوید، اما همانطورى که طلبهها مسائل را مىگویند، که منتهى به این نشود که حالا که من مخالف با شما هستم در نظر و شما مخالف من هستید در نظر، این منتهى به این بشود که نه، ما دو تا خصم و دو تا دشمن با هم هستیم. اگر اینطور باشد که واقعاً خداى نخواسته روى خصام باشد باید ما خودمان را بشناسیم به اینکه ما اهل ناریم، براى اینکه خصام اینجا آن خصام را مىآورد. و اگر چنانچه ایمان در کار باشد، برادرى در کار باشد و با برادرى و حسن نیت، رفاقت، مسائل طرح بشود همه باید نظر خودشان را بدهند و هیچ کدام هم برایشان حتى جایز نیست که یک چیزى را بفهمند و نگویند، باید وقتى مىفهمند اظهار کنند، این موافق هر که باشد، باشد. مخالف هر کس هم باشد، باشد براى اینکه شما وکیل مردم هستید امین مردم هستید امین و وکیل باید مسائلى که طرح مىشود آن مقدارى که مىتواند و مىفهمند اظهار کنند لکن به طور خصومت، به طور تنازع و خصومت نباشد، هر چه بتوانند آرامتر لکن حالا صدا هم بلند شد، باشد، اما آن صدائى که از طلبههاى توى مدرسه بلند مىشود دنبالش هیچ ابدا اثرى از خصومت نیست، دو تا رفیق، دو تا دوست هستند که سر یک مسأله علمى مىرسد کار به آنجائى که این فریاد سر او مىزند، او فریاد سر او مىزند، لکن به مجرد اینکه مباحثه تمام شد همان دو تا برادرند که بودند، همان دو تا دوستند که بودند، هیچ ابدا دیگر دنباله ندارد که آن مطالب را او گفته، این مطلب را ما، با هم برادریم، مطالب با هم دعوا دارند، مسائل که طرح مىشود آن مسائل با هم اختلاف دارند، اما آنهائى که مسائل را طرح مىکنند مسائلشان باید با هم اختلاف داشته باشد نه خودشان، خودشان دوست، رفیق و برادر ولى مسائل را باید طرح بکنند و اشکال دارند بکنند و طرح بکنند مسائلى که روى مصالح اسلام است، روى مصالح کشور است و آن مقدارى که مىتوانند بررسى بکنند و آن مقدارى که قدرت دارند نظر بدهند لکن بعد از اینکه مجلس تمام شد همانطورى که بعد اینکه مباحثه طلبهها تمام شد مىنشینند با هم چاى مىخورند و رفیق و دوست هستند، آنها هم همین طور باشند. لازم نیست که انسان وقتى که در یک مطلبى مخالف یک کس دیگرى است، دشمن او هم باشد. همه مسلمان، همه مؤمن، همه اهل این کشور و همه مصلحت این کشور را مىخواهید و ما و شما هم مصلحت اسلام را مىخواهیم و هم مصلحت این اشخاصى که در دار الاسلام زندگى مىکنند و تحت لواى اسلام هستند، از نمایندگانى که سایر اقلیتها هستند و مصالح آنها. اسلام اقتضاى این را مىکند که مصالح همه در نظر گرفته بشود و على