صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦
مىخواهم عرض کنم این است که حیف است که چهره نورانى مجلس در آن یک چیزهائى واقع بشود که مخالف زى شما آقایان است.
موعظه به نمایندگان محترم مجلس در رعایت اصل تفاهم و حل و فصل مسالمت آمیز مشکلات
من معذرت مىخواهم که چند کلمهاى موعظه کنم شما را، شما محتاج به موعظه نیستید لکن تذکر، برادرها، خودش یک امرى است یکى از عذابهائى که در جهنم اهل جهنم به آن مبتلا هستند، خصام اهل النار است و یکى از نعمتهائى که اهل بهشت متنعمند آن اخوانى که، اخوانا على سرر متقابلین. آن برادرى و محبت که بین اهل بهشت است یکى از نعمتهاى بزرگ خداست و آن خصامى که در جهنم است، یکى از عذابهائى است که بر اهل جهنم است که دائم توى سر هم مىزنند. و اهل معرفت مىگویند که هر چیزى که در بهشت و در جهنم ظهور پیدا مىکند سابقه ندارد، از خود آدم است. در روایت هم است اینکه زمین بهشت و جهنم قاع است، هیچ چیز ندارد صاف است و در یک روایتى که سابقاً من دیدم (حالا نمىدانم تمام معنایش درست چه جور است) این است که گاهى در بهشت یک اشخاصى، ملائکه الله مشغول یک بنا مىشدند و گاهى مىایستادند. ظاهراً پیغمبر اکرم شاید در شب معراج این را ملاحظه فرمودند، سؤال کردند از جبرئیل این چرا گاهى مىایستند و گاهى کار مىکنند. عرض کرد که اینها اعمالى که مردم مىکنند، مادامى که اشتغال دارند به عمل خیر اینها مصالحشان محقق مىشود و مشغول بنا مىشوند، آنوقتى که آنها مشغول این کار نیستند آنها هم. در هرصورت یک مسألهاى است این در پیش اهل معرفت که تمام چیزهائى که در جهنم و بهشت هست این از خود ماست. اینطور نیست که خداى تبارک و تعالى یک آتشى تهیه کرده است که ما را بسوزاند، ما خودمان تهیه مىکنیم در قرآن هم هست که اینها اعمال شماست که رد به خودتان مىشود. ما مىتوانیم خودمان را در این عالم راجع به این محکى که از دو تا آیه شریفه استفاده مىشود بشناسیم که آیا اهل نار هستیم یا اهل بهشت. اگر کارهایمان روى خصام باشد، دشمنى، یک وقت این است که انسان در یک مسألهاى صحبت مىکند، مباحثه مىکند خوب بین اهل علم و طلبهها متعارف است، گاهى وقتىها به فریاد مىکشد مطلب، به داد و قال مىکشد مطلب لکن وقتى که مباحثه تمام شد، برادرند. بعد از مباحثه اینطور نیست که این مباحثه اسباب دشمنى باشد، دو تا دوستند و دو تا رفیقند، سر یک مطلبى، مطالبى آن، آن طرف مطلب را مىگیرد و آن، آن طرف مطلب و اتفاقاً این یک ورزشى است که دربین طلبهها هست و یک ورزش علمى است که قوى مىکند آنها را. در سایر طبقات شاید نیست اینطور ورزش. اینها تاحد جنگ و دعوا با هم مقابل مىشوند مرحوم آقاى آسید