صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٤١
چند سال آخر نگذاشتند که تربیت، تربیت صحیح در این ملت تحقق پیدا بکند.
از دانشگاه که مرکز علم و ادب باید باشد تا مطبوعات که باید مربى جامعه باشد تا رادیو و تلویزیون که باید جامعه را تربیت بکند و تا ادارات که باید خودشان یک اشخاصى باشند و یک مراکزى باشند براى تربیت، همه جا را اینها با آن نقشههاى فاسدى که داشتند به فساد کشیدند و جوانهاى تازه رس ما را که در یک همچو جامعه وارد مىشدند، قهرا باید به عقب برانند و منحرف کنند. خداوند تبارک و تعالى به ما منت گذاشت و به این ملت عزیز منت گذاشت و ما را از آن لجنزارى که سر تا ته مملکت را گرفته بود، نجات داد و روزنامههاى ما که یکى از مراکز همان فحشا و همان چیزهائى که شماها بهتر مىدانید بود متبدل کرد به یک مراکزى که امید است که به واسطه این تربیتهاء که در آنجا و تبلیغاتى که در آنجا مىشود، مملکت ما از آن چیزهائى که در سابق بود نجات پیدا بکند.
اگر رسانههاى گروهى اصلاح بشود، جامعه اصلاح مىشود
خواهرها و برادرهاى ما باید بدانند که عهده دار چه خدمتى هستند و اگر چنانچه مطبوعات اصلاح بشود، رسانه گروهى اصلاح بشود، یک جامعه اصلاح مىشود. اگر مطبوعات جوانها را نکشاند به طرف فحشا و ببرد طرف صراط مستقیم، مراکز فحشا هم بر چیده مىشود آنهمه مراکز فحشائى که (در خصوص تهران که) باید مرکز همه خوبىها و همه فعالیتهاى انسانى باشد، ایجاد شده بود که شماها مىدانید که چه خبر بود و چقدر مراکز فحشا بود و چقدر مراکزى بود که جوانهاى ما را از هستى ساقط مىکرد و مغزهاى جوانهاى ما را به طرف فساد مىکشاند. اگر مطبوعات متحول بشود (و انشاء الله مىشود و شده است) متحول بشود به یک مراکزى که بخواهند تقوا را در جامعه منتشر کنند، وقتى جوانها و بچههاى تازه رس ما وارد مىشوند در میدان فعالیت اجتماعى، بروند دنبال روزنامه، روزنامه مربى باشد، گوش کنند به رادیو رادیو مربى باشد، نگاه کنند به تلویزیون، تلویزیون مربى باشد، نگاه کنند به مجلات، مجلات، مجلاتى باشد که تربیت بکند، این جوان وقتى که به هر جا توجه کرد، دید که گوش و چشمش پر شده از تربیت، اینطور بار مىآید. اگر رها بشود، هرزه بار مىآید، اگر بکشندش در طرف فساد مىرود به آن طرف و اگر بکشندش در طرف سلاح، مىآید این طرف. و ما در سالهاى طولانى همه جهاتى که در ایران بود و اسباب را فراهم کرده بودند، همه جهات براى این بود که جوانهاى ما را بکشند طرف فساد و نظر اصلى آنها این بود که یک جمعیتى در اینجا وجود داشته باشد که هر چه سرش مىآورند توجه نداشته باشد. مملکتش به باد مىرود، او عیش و عشرتش باشد اشکالى ندارد، مذهبش عقب رود چون عیش و عشرتش به کار است مانعى ندارد، اختناق در مملکت هست، اختناق در فحشا نیست، این اشکال ندارد، هر بساطى سرش در آورند بى تفاوت باشد. یک همچو مملکتى که آنها مىخواستند، این بود که یک طایفه زیادى از این جوانهاى ما را به هروئین بکشند، یک طایفه دیگر را به مسکرات بکشند، یک طایفه دیگرى را به فحشا و مراکز فساد بکشند