صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٧٧
بدایند که آنها از پاسدار زیاد مىترسند، اگر دیدید ارتش را سرکوب مىخواهند بکنند و با ملت جدا کنند بدانید که از او هم مىترسند و همین طور و اگر دیدید که روحانیون را مىخواهند از صحنه بیرون کنند و بدانید که آنها از روحانیون مىترسند و ترسیدهاند سابق هم.
ملت ما، جریان تاریخ را عوض کرد
شما برادرهاى ما که بازماندگان افتخار ایران هستید، بازماندگان اشخاصى هستید که در تاریخ افتخار براى ایران اثبات کرد و ثبت کرد و شما معلولانى که افتخار براى ایران آفریدید، مطمئن باشید که در دنیا و در آخرت اسم شما ثبت است. شما تاریخ را عوض کردید، ملت ما تاریخ را تاریخ دیگر کرد، جریان تاریخ را عوض کرد، آنها هم حساب همه چیز را مىکردند الا یک حساب و آن حساب معنویت. آنها از چشمهاى چپ نگاه مىکردند به دنیا که چشم عمیاست، از چشم نابینا نسبت به معنویات که چشم راست انسان است نظر مىکردند، هم چپىها و هم راستىها، آنها با آن چشم کج بین خودشان حساب عشائر را کرده بودند، حساب روحانیون را هم کرده بودند، حساب ارتش را هم بعد کرده بودند، حساب قواى نظامى و انتظامى را هم کرده بودند، حساب پاسدارها را هم کرده بودند، لکن یک حساب را نکرده بودند و آن حساب معنویت بود. آنها توجه به این نداشتند که ملت همه با هم علاقه به خدا دارند و علاقه به اسلام. آن علاقهاى که پیشقدم مىشوند به واسطه آن علاقه براى فداکارى و براى شهادت. ما هر روز مىبینیم اشخاصى که مىآیند با من صحبت مىکنند، مصافحه مىکنند، بینیم که اشخاصى مىآیند و گریه مىکنند مىگویند که براى ما - دعاى - دعا بکن شهید بشویم. من دعا مىکنم که پیروز باشند و ثواب شهید به آنها داده بشود. این حساب را نکرده بودند، اینها تاریخ صدر اسلام را یا ندیده بودند یا غفلت از آن کردهاند. صدر اسلام اسلحه و مهمات غلبه نکرده برد تا امپراطورى به آن عرض و طول، براى اینکه اسلحه نداشتند مسلمین هر چند تایشان یک شتر داشتند، چند تایشان یک اسب، شاید در همه لشکرشان چند تا اسب بود، شمشیر کندى یا تیزى. آن طرف چه امپراطورى ایران و چه امپراطورى روم داراى همه چیز بودند تمام ساز و برگهاى جنگى که در آنوقت در اختیار آنها بود مجهز به همه جهازهاى جنگى بودند، لکن فقط یک چیز را نداشتند و آن ایمان. چون ایمان نداشتند باید در بعضى از جنگها آنها را امر مىکردند که ببندند به هم این ارتش خودشان را که فرار نکنند، با زنجیر اینها را به هم مىبستند از قرارى که در تاریخ هست و مىآوردند در جبهه جنگ. امروز هم برادرها شما بدانید این را که مخالفین ما همه چیز دارند الا ایمان و شما ایمان دارید که فوق همه چیز است و بحمدالله همه چیز هم دارید.
من امید این را دارم که همانطورى که در صدر اسلام، قدرت ایمان آن امپراطورىهاى بزرگى که بر تقریبا همه دنیاى آنوقت سلطه داشتند و همه قدرتها دست آنها بود و ارتش اسلام با ایمان خودش و با اعتقاد به مبداء و معاد غلبه کرد بر آنها، شما هم در عین حالى که مقابل سلطههاى بزرگ و قدرتهاى بزرگ همه ماها با حساب دنیائى ناچیز هستیم، با حساب معنویت به همه مقدم بشوید انشاء