صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٦٧
است. بسیارى از اوقات هست که آن کسى که عالم است، آن کسى که همه چیز را مىداند لکن تزکیه نشده است، تصفیه نشده است، تربیت الهى نشده است، آن علمش وسیله است از براى اینکه بشر را به تباهى بکشد، چه بسا عالمانى که براى بشر تباهى هدیه مىآورند، آنها از جهال بدتر هستند و چه بسا متخصصانى که براى بشر هلاکت ایجاد مىکنند، تباهى ایجاد مىکنند، آنها از مردم عامى بدتر هستند، ضررشان بیشتر است، همان است که قرآن فرموده که: کمثل الحمار و از آن هم بالاتر اینکه موجب صدمه به دیگران مىشود. شما که براى تربیت معلم قیام کردید و هر کس که براى تربیت معلم قیام کرده است باید بداند که اولاً شغل، شغل الهى است. خداى تبارک و تعالى مربى معلمین است که انبیاء باشند، اولاً شغل، شغل الهى است و ثانیاً تربیت و تزکیه مقدم بر تعلیم است. مدرسههاى ما، دانشسراهاى ما، دانشگاههاى ما و همه مدارس علوم، چه علوم اسلامى یا غیر اسلامى باشد، اینها اگر چنانچه در آنها تربیت باشد، تزکیه باشد، آنها مىتوانند خدمتها بکنند و براى بشر سعادت را به هدیه بیاورند و همه سعادتهاى بشر از علم و ایمان و تزکیه است ان الانسان لفى خسر انسان، اصلش این حیوانى که به اسم انسان خوانده مىشود، در خسارت و زیان است مگر یک طایفه، آنهائى که ایمان آوردند به خداى تبارک و تعالى و آنچه که او فرموده است و اعمال صالحه بجا آوردند وآثارش هم این است که تواصوا بالحق توصیه به حق و توصیه به صبر مىکنند و الا اگر چنانچه از این استثناى الاالذین امنوا خارج شد، لفى خسر است، در خسران است، در زیان است. کوشش کنید که تربیت بشوید و تزکیه بشوید قبل از اینکه تعلیم و تعلم باشد، کوشش کنید که همدوش با درس خواندن و تعلیم، تربیت باشد که او مقدم است به حسب رتبه بر تعلیم و بر تلاوت آیات و در و بر تعلیم کتاب و حکمت. تربیت معلم باید بکنید یعنى معلمینى تربیت بشوند که این معلمین با، علاوه بر اینکه آگاهى بر همه علومى که مورد احتیاج انسان است و مورد احتیاج بشر، چه در دنیا و چه در آخرت هست علاوه بر این و مقدم بر این تزکیه در کار باشد، تصفیه نفس درکار باشد والا تربیتهاى شما و تعلیمهاى شما بدون تزکیه و بدون اینکه تصفیه نفس بشود، براى بشر اگر ضرر نیاورد، نفع نخواهد آورد بلکه ضرر دارد. تمام این ضررهائى که بشر مىبیند، تمام این خسرانهایى که بشر در این سیاره مىبیند، از دست همین عالمهائى هستند که تخصص را دارند، لکن تربیت را ندارند. ما اگر چنانچه تزکیه داشتیم و تربیت اسلامى شده بودیم و خداى تبارک و تعالى ولى ما بود ولى ما طاغوت نبود، این نقصهائى که در اطراف کشورمان و همین طور در اطراف جهان هست، این نقص نبود، این اختلافات نبود، همه اختلافاتى که پیدا مىشود الا فقط یکى، که آن اختلاف ما بین حق و باطل است، تمام اختلافاتى که پیدا مىشود براى این است که ما تربیت نشدیم و ما تزکیه نشدیم. بزرگترین دشمنى که ما داریم عبارت از خودمان است اعدى عدوک آن نفسى است که در بین جنبه خودشما هست، خود انسان دشمن بزرگ خود انسان است اگر چنانچه تربیت نشود، اگر چنانچه تزکیه نشود، انسان را همان خود انسان به تباهى مىکشد و به ظلمتها وارد مىکند و آخرش ظلمت بزرگ است که آن جهنم است. ما اگر چنانچه خودمان را تربیت بکنیم، مشکلاتمان همه رفع مىشود، همه مشکلات از این است که ما تربیت