صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٥٦
بگذارید که آن کسانى که مثلاً گروههائى که مىخواهند نشود این جمهورى اسلامى، تحقق پیدا نکند این جمهورى اسلامى، آنها دیگر حرفهایشان موثر واقع نشود.
به مردم بفهمانید که خدمتگزارشان هستید
در هر صورت مثل این ملتى که الان ما داریم، کم نظیر است، بى نظیر است. باید گفت که در جائى الان گمان ندارم هیچ کدام از شما سراغ داشته باشید که یک ملتى با دولت خودش اینطور بشود، که کارها را مشترکاً انجام بدهند. سابق که طاغوت بود که هر چه مىتوانستند کارشکنى مىکردند، هیچ همراهى تو کار نبود، براى اینکه مردم دیده بودند که دولت به فکر آنها نیست، شما باید آنطورى که به حسب واقع هم همین طور است به مردم حالى کنید که ما براى خدمت آمدیم، ادارات براى خدمت آمدند، مردم با دل راحت بیایند تو ادارات، من آن تلخىهایى که در زمان سابق بود، در زمان رضاخان بود، بعدش هم درزمان این، آنوقت آن تلخىها را زمان رضاخان خود من چون جوان بودم توى این مسائل مىرفتم گاهى، که اگر یک وقت ابتلاء به کلانترى پیدا مىشد، آنوقت براى جاهایى هم که از اینجا مىخواستند بروند فرض کنید به آذربایجان هم، باید بروند کلانترى و آنجا یک ورقهاى، چیزى بگیرند، مردم وقتى مىخواستند به کلانترى بروند با یک ترس و رعب و وحشتى کانه مىخواهند به حبس بروند. اینها عادت نباشد در ادارات که مردم وقتى مىخواهند تو اداره بروند بترسند. این بیچاره دهاتىها سابقاً اینطور بوده، حالا خیال مىکنند باز هم اینطور است. حالا باید ادارات به روى مردم باز باشد و با آغوش باز مردم را بپذیرند، دردهائى که مردم دارند بگویند به آنها، بتوانند بگویند، آنها هم کوشش کنند در اینکه حل بشود مسائلشان که مردم احساس کنند که یک دولتى است که مال خودشان است و براى خودشان دارند خدمت مىکنند هیچ اشکال ندارد که وقتى ملت فهمید که یک جمعى دارند خدمت مىکنند و خودشان هم آن قبه و بارگاههائى که زمان سابق بود ندارند، آنها هم مثل مردم عادى دارند زندگى مىکنند، لکن شاید وضعشان خیلى هم کمتر باشد، مردم وقتى ببینند به حسب فطرتشان فطرت صحیح است، خوب به حسب فطرت، عاشق یک همچو دولتى خواهند شد. خصوصاً که بعد از یک همچو قضایایى که در زمان سابق بوده است این قضایاى زمان سابق، خوب خیلى از اشخاص هست که یادشان هست آن مسائل را. حالا بعد از آ ن قضایائى که در زمان سابق بوده اگر دیدند یک دولتى آمده و عکس آن مسائل الان هست، همه خدمت است، همهاش این است که مىخواهند روح مردم آرامش داشته باشد مىخواهند مردم به چیزهائى که احتیاج دارند برسند در همه جهات هم در جهت فرهنگى، هم در جهت اقتصادى، از همه جهاتى که دارند. وقتى مردم احساس این مطلب را بکنند که یک دولتى است که از خودشان بوده است و همچو نبوده است که فلان الملک و فلان الدوله نمىدانم و فلان السلطنه باشند، اینطور نبوده. الان یک اشخاصى هستند مثل خودشان عادى، وقتى هم در تلویزیون مىبینند که این وزیر کذاست، هم در پیش من هم گاهى بعضى بچهها که هستند مىگویند نگاه کنید با چه جور هیکلى مىآید که این با وزارت چطور، اینها باز در ذهنشان این است که