صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٥٢
زیاد است، اما یک مملکتى که لااقل بیش از پنجاه سال به انحراف شدید کشیده شده است و در این پنجاه سال تعمد داشتهاند که منحرف کنند و ما را از همه طرف وابسته کنند، در این دو سال آنچه شده است، اعجاز است.
وظیفه قلمها سازندگى است نه غرضورزى
توئى که حالا قلم به دست گرفتهاى و براى همه مىنویسى، از همه ارگان انتقاد مىکنى، آزادى، ولى آیا شما در سه سال پیش از این مىتوانستى قلم را دست بگیرى و یک کلمه راجع به یکى از این ارگانها صحبت کنى قلمت را مىشکستند و پدرت را در مىآوردند. شما قدر آزادى را نمىدانید. الان آزادى پیش بعضى از اشخاص ملعبه شده است که هر چه دلشان مىخواهد باید بنویسند و هر چه دلشان مىخواهد باید بگویند. در هر صورت ما یک وظیفه اسلامى و انسانى داریم که آن چیزهائى که در این جمهورى اسلامى شده است بگوئیم و به مردم برسانیم، انتقاد هم اگر داریم، البته اگر کوتاهى شده باشد، باید نوشته شود. نمىگوئیم آن را ننویسید، آنها را هم بنویسید اما انتقاد غیر از غرض ورزى است. یک وقتى قلمى مىخواهد مسألهاى را که کوچک است، بزرگ کند، چند مقابل کند، تیتر بزرگ بنویسد و هر چه دلش مىخواهد بنویسد که مىبینیم گاهى تیترهائى مناسب با خود مطلب نیست بلکه تیتر را از جاى دیگر پیدا کردند و زیرش چیز دیگرى نوشتهاند که البته این غرض ورزى است و یک وقت یک قلمى را مىبینیم که مىخواهد جامعه را اصلاح کند هم خوبش را مىگوید و هم آنچه ناقص است اما نه به طور انتقاد غرض آلود، نه به طور تضعیف، مسائل را دو جور ممکن است بگوید، یک وقت مسائلى را که یک استاد شریف براى بچهها مىگوید و این استاد شریف مىخواهد بچههائى را که انحراف دارند، آنها را از انحراف بیرون بیاورد، در اینجا با زبان ملایم نصیحتشان مىکند و به آنها مىفهماند، یک وقتى استادى داریم که مىخواهد به اینها ضربه بزند، با ضربه مىخواهد اینها را اذیت کند، دو فرض است، دو جور قلم است، دو جور گفتار است و دو جور نوشتن است. باید فکر این مطلب باشیم که اگر در کار شماى تنها و نه همه، انتقاد است، همه نویسندگان، همه گویندگان به طور ملایم و به طور دلسوزانه مسائل را مطرح بکنند، نه به طورى که بخواهند به جمهورى اسلامى ایران ضربه بزنند. اگر این جمهورى اسلامى به واسطه قلم اینها ضربه بخورد، پیش خداى تبارک و تعالى و پیش ملت و پیش همه ملتها مسؤولند.
یک چیزى که همه ملتها از آن تعریف مىکنند، ما خودمان نشستهایم قلم به دست گرفتهایم و اگر یک عیب کوچکى در یک جا پیدا شد و فرض کنید که یک نفر در یک جا خطا کرد یا فرض کنید یک نفر هم عمداً مال کسى را مصادره کرد آنوقت بگوئیم که جمهورى اسلامى مثل رژیم شاهنشاهى است. آخر کجاى این رژیم مثل رژیم شاهنشاهى است؟ در رژیم شاهنشاهى بازار اسلام اینطور بود خیابانتان اینطور بود؟ مراکز فحشا آنطور بود که دیدید، همه چیزمان آنطور بود که دیدید، نفتمان را مىبردند، همه چیزمان را مىبردند. در این رژیم همه اینها جلویش گرفته شد، از اینها هیچ نمىگویند و قلمها در این