صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٠٩
مىخواهید که بعد از پنجاه سال مریضش باید برود در انگلستان خودش را معالجه کند؟ اگر دانشگاه به همان حال باشد، هر روزى که بر دانشگاه بگذرد بر فساد این مملکت اضافه مىشود، ما را خواهى نخواهى دانشگاه مىکشد به دامن آمریکا یا شوروى. این نمىشود غیر از این، براى اینکه اساس از دانشگاه شروع مىشود، مردم بازار نمىتوانند ما را بکشند به دامن شوروى یا آمریکا، مردمى که دهقان هستند نمىتوانند ما را بکشند به دامن این و آن، مردمى که در کارخانهها هستند نمىتوانند این کار را بکنند معممین هم نمىتوانند این کار را بکنند ولو اینکه در آنها آدم فاسد باشد. آن که مىتواند ما را وابسته کند و در دامن آمریکا یا شوروى بکشد، دانشگاه است براى اینکه همه چیز ما در دانشگاه است. همت کنید با هم دانشگاه را اصلاح کنید. هى ننویسید که چر دانشگاه باز نمىشود. آن دانشگاه نباید باز بشود. دانشگاهى که امثال شریف امامى را تربیت مىکند نباید هم باز بشود. دانشگاه باید علم و تخصص را به آن مرتبه عالى برساند و تعهد و اخلاق و اسلامیت را هم به آن مرتبه عالى. باید مهذب بشود، هم دانشگاه هم حوزههاى علمیه.
این دو مرکز (فیضیه و دانشگاه) باید با هم باشند و علم و عمل را به منزله دو بال بدانند
باید از حوزههاى علمیه یک عالمى به تمام معنا متعهد بیرون بیاید و مرکز ساخت انسان باشد و دانشگاه هم مرکز ساخت انسان. ما انسان دانشگاهى مىخواهیم، نه معلم و دانشجو. دانشگاه باید انسان ایجاد کند و انسان بیرون بدهد از خودش، اگر انسان بیرون داد از خودش، انسان حاضر نمىشود که کشور خودش را تسلیم کند به غیر، انسان حاضر نمىشود که تحت ذلت برود و اسارت، آنها هم از انسان مىترسند. سابق رضاخان از مدرس مىترسید براى اینکه انسان بود. آنوقت هم مدرس از قرارى که از او نقل کردهاند گفته بود که: در مجلس ما یک مسلمان هست، آن هم ارباب کیخسرو. رضاخان رقیب خودش را مدرس مىدانست، به دیگران اعتنایى نداشت. رقیب خودش را مدرس مىدانست که وقتى که مىایستاد و صحبت مىکرد، متزلزل مىکرد همه را. یک انسان بود، وضع زندگیش آن بود که شما شنیدید که من دیدم. وقتى که وکیل شد یعنى از اول به عنوان فقیهى که باید در مجلس باشد تعیین شد، آنطور که نقل کردهاند یک گارى با یکى اسبى در اصفهان خریده بود و سوار شده بود و خودش آورده بود تا تهران، آنجا آن را هم فروحته بود و منزلش یک منزل محقر از حیث ساختمان، یک قدرى بزرگ بود ولى محقر از حیث ساختمان و زندگى یک زندگى مادون عادى که در آنوقت لباس کرباس ایشان زبانزد بود، کرباسى که باید از خود ایران باشد مىپوشید. این وطنخواهها کدام لباسشان مال ایران است؟ باید همه اشخاصى که علاقه دارند به این کشور، علاقه دارند به اسلام، علاقه دارند به این ملت توانشان را روى هم بگذارند براى اصلاح دانشگاه، خطر دانشگاه از بمب خوشهاى بالاتر است، چنانچه خطر حوزههاى علمیه هم از خطر دانشگاه بالاتر است. باید تهذیب بشوند اینها، باید اشخاص متعهد چه در حوزههاى علمیه و چه در دانشگاه کمر خودشان را محکم