صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٨٥
اینکه نبادا ما را دوباره در این قید و بندها قرار بدهند. باید ما عبرت بگیریم از آن پلیس زمان محمدرضا و از آن ارتش زمان محمدرضا و از آن ژاندارمرى زمان او و ببینیم که مردم با آنها چه جور بودند و آنها با مردم چه جور بودند و نتیجهاش چه شده. مردم با آنها مخالف بودند، آنها هم با مردم مخالف، مثل دو تا دشمن با هم برخورد مىکردند. شما نمىدانید، شماها که اکثراً یادتان نیست آن زمان سابق را که وضع کلانترىها چه جور بود. یک کسى که مىخواست توى کلانترى برود براى احتیاجى، چقدر قلبش مىطپید که حالا مىرود در اینجا چه خواهد شد. این وضع در زمان رضاخان خیلى شدید بود، در زمان دومى هم شدید بود. انسان وقتى کارى داشت وقتى احتیاجى داشت که باید برود آنجا، عزا مىگرفت که حالا چه بکنم من، در اینجا با من چه خواهند کرد، در حالى که کلانترىها باید مرکز احتیاجات مردم و برآوردن احتیاج مردم باشد. آنطور کردند و آنطور شدند و ما باید از این مسائل تاریخى عبرت بگیریم و ما آنطور نباشیم، تا آنطور نشویم. برادرها! همه مردم با شما، با بالاترىها یک جورند. اگر با مردم خوب رفتار بکنید، براى خودتان هست و اگر با مردم خداى نخواسته بد رفتار کنید، به ضرر خود شماست. آنقدر که ظالم ضرر مىبرداز ظلمش، مظلوم از ظلم ظالم آنقدر ضرر نمىبرد. ما و شما یک روزى در بارگاه الهى، پیشگاه الهى خواهیم رفت و آن روز از ما سؤال خواهد شد و از شمائى که پلیس هستید، از شغل شما و از عمل شما و از رفتار شما سؤال خواهد شد. غفلت نکنید از خدا، غفلت نکنید از آن روزى که همه محتاج هستید. با برادرانتان خوب رفتار کنید، با ملتتان خوب رفتار کنید و خداى تبارک و تعالى با شما رحمت خواهد کرد و انشاء الله همه موفق باشید و مؤید و پیروز باشید و از اینکه شماها با اینکه باید در شهرها باشید لکن در موقعى که کشورتان مبتلا هست به جنگ، رفتید آنجا و وظیفه خودتان مىدانید و وظیفه همه است که در آنجا بروند و همکارى کنند با سایر برادرها و انشاء الله به زودى این اشرار را از مملکتتان بیرون کنید. من دعا مىکنم به شما و خداوند توفیق به همه شما عنایت کند.
والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته