صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٨١
انقلاب اسلامى ما، پرثمرترین و کم ضایعهترین انقلاب جهان
البته یک انقلاب وقتى که واقع مىشود، هیچ کس نباید توقع داشته باشد که فرداى آن انقلاب، همه کارها درست بشود. این امر غیر معقولى است. انقلاب شوروى که به شصت و چهارمین سالش وارد شد، باز هم نتوانستند درست ادارهاش کنند، و انقلابهاى دیگر که بیست سال، ده سال از آن مىگذرد، باز نتوانستند که مهارش کنند. این انقلاب براى اینکه انقلابى نبوده است که یک حزبى این انقلاب را درست کرده باشد، یک گروهى این انقلاب را درست کرده باشد، انقلابى بوده است که از متن خود ملت بوده است و براى اسلام بوده است. وقتى انقلابى براى اسلام شد و از متن خود جامعه شد، این آن انقلابها و آن اثراتى که بعد از انقلاب در جاهاى دیگر هست کمتر دارد، اما نمىشود که هیچى نداشته باشد. در یک انقلاب اسلامى یک عده کثیرى هستند، کثیر فى الجملهاى هستند که اینها محروم مىشوند از آن دزدىها و از آن کلاهبردارىها، اینها مخالفند. خارجىها هم که محروم شدند از آن چپاولگریشان، آنها هم دستبردار نیستند، آنها هم عمال دارند در اینجا و دار و دسته دارند. این دار و دستهها که وقتى جمع شدند وبه هم پیوستند، خوب، یک جمعیتى هستند، اما نه این است که در مقابل این سیل خروشان ملت چیزى باشند.
تا امروز شما هیچ انقلابى را پیدا نخواهید کرد که مثل انقلاب ایران پر ثمر و کم ضایعه، انقلابها که شده است یک میلیون جمعیت را یک وقت مىگذاشتند جلو مسلسلکشتند، تمام مطبوعات از بین مىرفت، تمام حزبها را تعطیل مىکردند و سرانشان را حبس مىکردند. در یک نوشتهاى که چند وقت پیش از این پیش من آورد، که حالا درست هم همهاش را یادم نیست نوشته بود که یک میلیون کشته و یک میلیون و نیم هم حبسى، تمام روزنامهها تعطیل، یک روزنامه دو روزنامه دولتى هست. تمام درها را در اول انقلاب مىبندند به روى خودشان و مشغول مىشوند به جنایت. شما در تمام دنیا انقلاباتى را که ملاحظه کنید، هیچ انقلابى مثل ایران نبود که به اتکاى اینکه مردم مسلمند و مردم خودشان انقلاب کردند، درها باز بود بر همه جمعیتها، مطبوعات تا چند ماه باز بود، هر کس هر چه مىخواست مىنوشت، حالا هم بعضىها که منحرفند، دارند نویسند و در عرض دو سال که بر این مملکت گذشته است و انقلاب گذشته است، تمام چیزهایش که باید بشود، مجلس و نمىدانم چه و رئیس جمهوریش، همه چیزش درست شده و همه را هم مردم رأى دادهاند، در این، بعد از اینکه مدتها حکومت عراق نه قانون داشت، نه مجلس داشت، نه چیز دیگر، فقط یک مجلس انقلاب بود و با همه خشونتها کارها را انجام مىدادند، بعد که مىخواستند مجلس درست بکنند و رأى بگیرند اعلام کردند که هرکس رأى ندهد یا در مجلسشان از قرارى یکى از علما گفت این را که آمده بود از آنجا، در مجلسشان گذراندند که هر کس مخالف، به هر جور مخالفتى بکند، حکمش اعدام است، اعدام است. یعنى اگر به شما بگویند که امروز شما بروید آنجا، شما نروید، حکمتان اعدام است، نه مخالف دولت، مخالف با این مثلاً سازمان امنیت یک چیزى بگویند، بگویند شما نماز نرو، چنانچه اینطور شد یکى از علماى آنجا به او گفتند نماز نرو، نماز رفت، او را با یک عدهاى گرفتند خودش را کشتند،