صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٥
مىدیدیم، باید اگر یک نفر ازما کشته مىشود بنشینیم عزایش را بگیریم، لکن وقتى یک موجود، موجود اسلامى و براى مقصد اسلامى دارد کوشش مىکند، تمام کوششها را مىکند و در عین حال در خودش اصلاً شکست نمىبیند. میدانهاى جنگى که شما الان ملاحظه مىکنید و همه رفتند و اشخاصى رفتند و ملاحظه کردند، این جوانهائى که در آن میدان دارند جنگ مىروند و برادرهایشان مىبینند کشته شد و افتاد، هیچ فترت و فتورى در آنها دست نمىدهد، به همانطورى که از اینجا با شوق رفتند، با همانطور در جنگ هم با اشتیاق و با دلاورى و با جرات، با آغوش باز شهادت را استقبال مىکنند. این یک مسألهاى است، ایران یک وضعى پیدا کرده است که ما نمىتوانیم این وضع را تعبیرى از آن بکنیم جز اینکه بگوئیم یک مملکت الهى است، یک مملکتى است که فهمیدند افرادش و اشخاصش که براى اسلام باید جانفشانى کرد. شما مقایسهاى بکنید بین ملت ما و سایر ملتها (نه، ملتها همه خوبند، آنها باز یک قدرى به واسطه آن فشارهائى که بر آنها مىآید نمىتوانند درست قیام کند و انشاء الله مىکنند) یک مقایسهاى بکنید بین سردمدارهاى ممالک دیگر با رؤساى این مملکت. آقاى کارتر در کدام جنگها رفته است توى جبهه جنگ؟ ایشان در همان کاخ سفید و آن کاخ ییلاقىاش نشسته و وا مىدارد اشخاص را جنگ بکنند، کشته هم بشوند به جهنم، شما براى من کار بکن، بمیر و بدم. و آقاى صدام در کدام جبههها آمده است و سرکشى کرده؟ این از سربازهاى خودش هم مىترسد، از ملت خودش هم مىترسد. در کجا شما سراغ دارید که رئیس جمهورش در جبهه دائماً در جبهه از این شهر به آن شهر باشد؟ و رؤساى دیگرش، این آقاى رئیس مجلسش هم جبهه برود؟ کجا این مسائل هست؟ امام جمعهها را در کجا شما دیدید که مثل جندىها لباس بپوشند و در جبهه بروند؟ کجا هست اینها؟ در کجا شما دیدید که سربازهایش و ارتشىهایش و رؤساى ارتشش اینطور فداکارى بکنند از آنها کشته مىشود، باز جلو بروند. در کجا هست این مسائل؟ یک مسائلى است که جز در راه صراط مستقیم انسانى حل نمىشود. براى این است که ملت ما با دولتش، با ارتشش، با این چیزهایش دو تا نیستند، همه از هم هستند، از هم نمىترسند. کى ما الان گرفتارى این را داریم که تهرانمان یا اصفهانمان یا شیرازمان یا کجا حکومت نظامى بشود؟ کى ما همچو نگرانى داریم که نبادا فلان قشر، فلان عشیره، فلان - عرض کنم که - جمعیت در اطراف ایران به ضد ما قیام کنند؟ ما همچو نگرانى نداریم. یک چهار نفر بچه و جوان گول خوردهاى که هستند، اینها هم حالا دیگر فهمیدند نباید این کارها را بکنند، انشاء الله درست بفهمند. این یک مملکت نمونه است الان و ما دلمان مىخواهد که این مملکت نمونه آن نمونه عالى بشود و الگو بشود براى همه مملکتها. این یک مملکت، شما در تاریخ نگاه کنید از صدر تاریخ تا آخر اگر پیدا کردید یک جایى را که زنها و زنهاى جوانى که حالا باید فرض کنید که بروند سراغ جوانى شان، و پیرزنش، و پیرمردش، پیرزنش اینطور کوشش کند در اینکه پشتیبانى از ارتشش بکند، پشتیبانى از پاسدارهایش بکند. شما کجا، اگر دارید سراغ بگوئید ما هم بفهمیم. کجا شما همچو چیزى دارید که دوش به دوش مردها و پاسدارها و ژاندارمرى و ارتش و همه قواى مسلح، دوش به دوش اینها زنها هم همراهى بکنند؟ هر که هر قدرى مىتواند. عراق اینطورى است؟ همه مردم