صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٣
نباید متاثر بشویم از اینکه ما را در تنگناى اقتصادى قرار دادند. تنگناى اقتصادى، هر کارى بکنند راجع به دنیاست، راجع به طبیعت است. ما را در هجوم نظامى قرار بدهند، یک وقت خودشان مستقیماً، یک وقت با ابادیشان، ما نباید از این معنا اصلاً آزرده بشویم، چرا آزرده بشویم؟ ما مامور خدا هستیم و خداى تبارک و تعالى همه نعمتها را به ما عطا فرموده است و آن چیزهائى که عطا کرده، در راه او باید صرف بکنیم.
آنچه که انسان را مطمئن مىکند، ذکر خداست
اگر موفق شدیم که صرف کردیم آن چیزهائى که خدا به ما داده در راه او، ما پیروز هستیم. یک مسلمان و مومنى که به آن وظیفه شرعیهاى که دارد، به آن وظیفه فطرى که دارد، اگر عمل بکند، آن پیروز است ولو در جامعه حیوانى انسانها هم مفروز باشد و مطرود باشد. و آن صورت انسانى که بر خلاف آن مسیر انسانى رفتار مىکند، هر چه هم که پیش برود، هى حیوانیتش زیاد مىشود، سبعیتش زیاد مىشود. انسان یک اعجوبهاى است که از هر دو طرف غیر متناهى است، از طرف سعادت غیر متناهى و از طرف شقاوت غیر متناهى. ما باید میزان فصل ما بین انسان و حیوان را انسان و شیطان را به دست بیاوریم تا بتوانیم بفهمیم کى پیروز است و کى شکست خورده. این ابر قدرتها که ما اسمش را ابر قدرت مىگذاریم، اینها تمام قدرتشان صرف حیوانیت مىشود، تمام قدرتشان را روى هم مىگذارند و صرف آمال حیوانى و شیطانى مىکنند و به آن هم درست نمىرسند. اگر بنا بود که به آن چیزى که مىخواهند برسند که باید وقوف کنند. اینکه مىبینید که این قدرتها هى جلو مىروند و هر چه داشته باشند باز یک قدم جلوتر مىروند و اگر تمام این عالم را هم داشته باشند باز کافى برایشان نیست، این براى این است که در طرف آن طرف هم غیر متناهى هست انسان. آن چیزى که انسان را مطمئن مىکند آن خداست. آن ذکر خداست بذکر الله تطمئن القلوب آن موجودات الهى از باب اینکه پناهگاهشان خداى تبارک و تعالى است، آنها اطمینان دارند. این موحودهاى دیگرى که طاغوتى هستند، پناهى ندارند. اینها هر چه دستشان بیاید و هر چه ظلم بکنند و هر چه کشور گشایى کنند، یک کشور دیگرى هم مىخواهند باز بگشایند و گمان نکنید که به این سنخ افراد اگر همه این کره ارض را بدهند، این سیر بشود. تمام این سیاره را اگر به یک نفر بدهند، این سیر نمىشود، دنبال این مىرود که خوب، ما برویم در این سیارات دیگر، ببینیم آنجا چه خبر است، برویم آنجا هم بیرق خودمان را بزنیم، چنانکه رفتند در کره ماه هم بیرق زدند. این براى این است که در طرف آمال حیوانى هم انسان غیر از سایر حیوانات است. حیوانات وقتى که آن کار خودشان را، مثلاً خوردند، سیر شدند، دیگر مىنشیند و کارى ندارد تا وقتى گرسنه بشود، انسان اینطور نیست. کارى بکنیم که این راه را، راه مستقیم را انتخاب کنیم، تا مطمئن بشویم، تا خوف از ما زدایه بشود، از بین برود. انبیا هر کس به آنها هم جسارتکرد هیچ ابداً چیزى به نظرشان نبود، چون که مقصد یک مقصد دیگرى بود، مطلب یک مطلب دیگرى بود، نه مایوس مىشدند و نه دلسرد مىشدند و نه گلایهمند مىشدند. بله، انبیا دنبال این