صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣١
این ارشادشان آنقدر زحمات را متحمل مىشدند، هیچ یک از این زحمات آنها را از آن عملى که داشتند سست نمىکرد و باید گفت که هیچ یک از آن زحماتى که ما و به حسب انگیزههاى بشرى به نظر مىآید که زحمت است، براى آنها اینطور نبود براى اینکه روى آن مقصدى که آنها حرکت مىکردند و عمل مىکردند، آن مقصد به قدرى بزرگ بود و به قدرى عالى بود که تمام زحماتى که براى آن مقصد متحمل مىشدند، به نظرشان زحمت نبود. مقصد نظر بود و لهذا مىبینید که تمام عمرشان را انبیا صرف مىکردند در همان مقصدى که داشتند و یک قدم عقب نمىگذاشتند و هیچ تزلزلى در روح آنها حاصل نمىشد.
وقتى که مقاصد عالى شد، زحمتهاى در راه آن باید در نظر انسان نباشد
من گمان ندارم که هیچ کس به قدر رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم در آن سیزده سالى که مکه تشریف داشتند و در آن ده سالى که در مدینه، اگر کسى درست توجه بکند به زندگى حضرت مولا رسول الله، مىبیند که شاید آدم بتواند بگوید یک روز ایشان، یک حالى که به حسب نظر ما استراحت است، ایشان نداشتهاند. آنوقتى که در مکه بودند، آنقدر فشار داشتند و آنقدر اذیت به ایشان مىکردند و آنقدر ایشان را در تنگناى همه طور و همه جانبه مىگذاشتند که بالاخره مجبور شدند که بروند در یک غارى و در آنجا هم تحت نظر اینها بودند و زندگى ایشان آنطور گذشت. یک روز براى ایشان استراحت نبود و بعد از اینکه دیدند نمىشود در مکه ماند و تبلیغاتشان در مکه آنقدر تاثیر ندارد و یک عده معدودى، چند نفرى به ایشان ایمان آوردند، ایشان هجرت کردند و اگر چنانچه وضع ایشان را در مدینه هم ببینیم، مىبینیم که در این ده سال مدینه، جز زحمت و اشتغال به جنگهائى که بیش آمد و غزوههائى که پیش آمد، نداشتند و در آن غزوات هم سنگینىاش به دوش خود ایشان بود، لکن مقصد یک مقصدى بود که اینها پیش او هیچ نبودند. در مکه وقتى که به ایشان پیام دادند که تو بیا دست از این دعوتت بردار و تو هر چه مىخواهى ما در اختیارات مثلاً مىگذاریم، ایشان فرمودند که اگر همه عالم (تعبیرشان تقریباً این است که) همه زمین و آسمان را به من بدهید، من این دعوت را دست از آن بر نمىدارم براى اینکه این دعوت الهى است، این ماموریت الهى است. ماموریت الهى را براى اینکه یک منصبى، یک مقامى، یک مالیتى، یک چیزى پیدا کنم معنا ندارد. مقاصد وقتى که عالى شد، زحمتهاى در راه آن مقصد باید در نظر انسان نباشد. از آن طرف آن افرادى که از فطرت انسانى خارج شدند و حیوانى هستند به صورت انسان، سبعى هستند به صورت انسان، شیطانى هستند به صورت انسان، آنها هم در راه مقصد خودشان کوشش مىکنند، مقصدى که دارند آنها هم کوشش مىکنند، لکن فرق ما بین این دو راه و این دو مقصد این است که آنها کوشش مىکنند براى به دست آوردن یک مارب حیوانى، شیطانى و اینها کوشش مىکنند براى یک مقصد الهى، اینها مىخواهند که جامعه را، تمام جامعه را انسان کنند. انبیا مامورند از جانب خداى تبارک و تعالى که بیایند و جامعهها را که در سر دو راهى واقع شدند، یک راه، راه انسانیت است و یک راه، راه شیطانى و طاغوتى و