صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠١
نفر معدود در یک پایگاهى هستند و بودند آنوقت و از آن طرف آن جمعیت زیادى که در کردستان بود و حمله مىکرد، اینها با جمعیت کمى جواب آنها را مىدادند براى اینکه اینها اتکال به خدا داشتند و آنها اتکال بر خدا نداشتند پس ارتش ما نباید بگوئیم که یک ارتشى است که مثل ارتشهاى دیگر است، ژاندارمرى ما هم مثل ژاندارمرى دیگر هست، سپاه پاسداران ماهم مثل قواى مسلح دیگران هست. این صحیح نیست، براى اینکه سپاه دیگران، ارتش دیگرى براى چى جنگ مىکند؟ ارتش عراق براى صدام حسین. کدام عاقل است که براى صدام حسین جان خودش را بدهد؟ که چه بشود؟ ارتش ما حجت دارد، مىگویند که ما اگر بمیریم پیش خدا رویم. این روحیه است که مقدم مىدارد. این روحیهاى که عقیده ایمانیش این است که من اگر کشته بشوم، یک توفیقى است براى من و من مىروم در جوار رحمت الهى. این روحیه است که ما را پیروز کرده و ارتش ما هم این روحیه را بحمدالله دارند و سایر قواى مسلحه ماهم از قبیل پاسدارها و ژاندارمرى و شهربانى و همینهائى که در حال نظم و انتظام هستند. پیام من به ارتش این است که اولاً تقدیر مىکنم از شماها، از همه قواى مسلحه تقدیر مىکنم به اینکه شماها مردانه و مثل سربازهاى صدر اسلام الان دارید عمل مىکنید و به آنها بشارت مىدهم که شما اگر بکشید آنها را، شما به بهشت مىروید و اگر آنها هم شما را بکشند، شما به بهشت مىروید. این هم بشارت است. پس این قدرت، یک قدرت الهى است و قواى انتظامى نظامى و سپاه پاسداران ما مجهز به قوه الهى هستند، سلاحشان الله اکبر است و هیچ سلاحى در عالم مقابل همچو سلاحى نیست و ملت ما هم همین طور است.
تجلى نصرت و قدرت الهى در تحول روحى ملت براى مقابله با دشمن
این تحولى که پیدا شد در ملت، یک تحولى بودکه الهى بود، امکان نداشت کسى تصور این را بکند که سى میلیون جمعیت یا بیشتر که اکثراً کار نداشتند به این کارها، زمان طاغوت مردم کارشکنى مىکردند یا اکثرشان کارى هم نداشتند، هر کارى مىکردند، کرده بودند و همچو خوف در آنها پیدا شده بود که یک پاسبان اگر مىرفت در بازار و هر حکمى مىکرد، تخلف کردند. یک وقت یک دست غیبى پیدا شد که این دست غیبى متحول کرد این مردمى که ضعیف بودند، به یک اشخاص پولادین و با عدهاى که البته زیاد بودند لکن مجهز نبودند، همه سلاحها دست آنها بود، بدون خوف از اینکه این چیزى که دارد مىآید تانک است، این چیزى که دارد مىآید مسلسل است، بدون خوف این وارد مىشدند، بعضىشان رفتند روى آن چیزهائى که مىآوردند، آن آلاتى را که مىآوردند، روى آن سوار مىشدند، و مىرفتند. این یک قدرت الهى بود که ملت ما داشت و الان هم بحمد الله دارد. و این تو هم است که انسان خیال کند که حالا دیگر کارى ندارند، حالا دیگر چه. اینها دلخوشى است که بعضى طایفهها و بعضى گروهها به خودشان مىدهند که حالا دیگر مثلاً آنطور نیست. ولى ما مىبینیم که در مشکلات یکدفعه همه اینها دارند قیام کنند. الان در خرمشهر و در جاهاى دیگرى که هست، آبادان و اهواز و اینها سنگر بندى کردند و آقاى رئیس جمهور الان آنجا بودند، گفتند ما رفتیم دیدیم