داستان راستان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤
مرد و زن در پشت بامها آمده بودند تا عظمت و شوکت موکب امام را از نزدیک مشاهده کنند . و همه منتظر بودند که کی در خانه امام باز و موکب همایونی ظاهر میشود . از طرف دیگر ، حضرت رضا ، همان طور که قبلا از مأمون پیمان گرفته بود ، با این شرط حاضر شده بود در نماز عید شرکت کند که ، آن طور مراسم را اجرا کند که رسول خدا و علی مرتضی اجرا میکردند ، نه آن طور که بعدها خلفا عمل کردند ، لهذا اول صبح غسل کرد ، و دستار سپیدی برسربست ، یک سر دستار را جلو سینه انداخت و یک سر دیگر را میان دو شانه ، پاها را برهنه کرد ، دامن جامه را بالا زد ، و به کسان خود گفت شما هم این طور بکنید . عصایی در دست گرفت که سر آهنین داشت . به اتفاق کسانش از خانه بیرون آمد ، و طبق سنت اسلامی ، در این روز ، با صدای بلند گفت : " الله اکبر ، الله اکبر " . جمعیت با او به گفتن این ذکر هم آواز شدند ، و چنان جمعیت باشور و هیجان هماهنگ