داستان راستان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦
و مادر خود بخواهد . ب - کسی که مالش را به قرض داده از طرف ، شاهد و گواه و سندی نگرفته باشد ، و او مال را خورده است . حالا این شخص دست به دعا برداشته از خداوند چاره میخواهد . البته دعای این آدم مستجاب نمیشود ، زیرا او به دست خودش راه چاره را از بین برده ، و مال خویش را بدون سند و گواه به او داده است . ج - کسی که از خداوند دفع شر زنش را بخواهد ، زیرا چاره این کار در دست خود شخص است ، او میتواند اگر واقعا از دست این زن ناراحت است ، عقد ازدواج را باطلاق فسخ کند . د - آدمی که در خانه خود نشسته و دست روی دست گذاشته ، و از خداوند روزی میخواهد ، خداوند در جواب این بنده طمع کار جاهل میگوید : " بنده من ! مگر نه اینست که من راه حرکت و جنبش را برای تو باز کردهام ؟ ! مگر نه اینست که من اعضاء و جوارح صحیح به تو دادهام ؟ ! به تو دست و پا و چشم و گوش و عقل دادهام که ببینی و بشنوی و فکر کنی و حرکت نمایی و