داستان راستان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٦
هشام بن اسماعیل ، در ستم و توهین به اهل مدینه بیداد کرده بود . سعید بن مسیب ، محدث معروف و مورد احترام اهل مدینه را به خاطر امتناع از بیعت ، شصت تازیانه زده بود و جامهای درشت بروی پوشانده ، برشتری سوارش کرده ، دور تا دور مدینه گردانده بود . به خاندان علی علیهالسلام و مخصوصا مهتر و سرور علویین ، امام علی بن الحسین زینالعابدین ( ع ) ، بیش از دیگران بدر رفتاری کرده بود . ولید هشام را معزول ساخت و به جای او ، عمر بن عبدالعزیز ، پسر عموی جوان خود را که در میان مردم به حسن نیت و انصاف معروف بود ، حاکم مدینه قرار داد . عمر برای باز شدن عقده دل مردم ، دستور داد هشام بن اسماعیل را جلو خانه مروان حکم نگاه دارند ، و هر کس که از هشام بدی دیده یا شنیده بیاید و تلافی کند ، و داد دل خود را بگیرد . مردم دسته دسته میآمدند ، دشنام و ناسزا و لعن و نفرین بود که نثار هشام بن اسماعیل میشد . خود هشام بن اسماعیل ، بیش از همه ،