داستان راستان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٨
و اداء امانت ، و صله رحم ، و خوش همسایگی ، و احترام نفوس . ما را نهی کرد از ارتکاب فحشاء ، و سخن باطل ، و خوردن مال یتیم ، و متهم ساختن زنان پاکدامن . ما را فرمان داد به شریک نگرفتن در عبادت برای خدا و به نماز و زکات و روزه و . . . . " ما هم به او ایمان آوردیم ، و او را تصدیق کردیم ، و از این دستورها که بر شمردیم پیروی کردیم ، ولی قوم ما ، ما را مورد تعرض قرار دادند و به ما پیچیدند که ، این دستورها را رها کنیم و برگردیم به بت پرستی و همان وضعی که در سابق داشتیم ، باز برگردیم به بت پرستی و همان پستیها که داشتیم . و چون امتناع کردیم ، ما را عذاب کردند و تحت شکنجه قرار دادند . این بود که ما آنجا را رها کردیم و به کشور شما آمدیم ، و امیدواریم که در اینجا قرین امن باشیم " . سخن جعفر که به اینجا رسید ، نجاشی گفت : " از آن کلماتی که پیغمبر شما میگوید وحی است و از جهان دیگر به سوی او آمده ، چیزی حفظ هستی ؟ "