داستان راستان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢
حبشه ، و هدایای زیاد دیگری برای سران و شخصیتها و اطرافیان نجاشی ، که سخنانشان در پادشاه مؤثر بود فرستادند . به این دو نفر دستور دادند که ، بعد از ورود به حبشه ، اول به سراغ رؤسا و اطرافیان نجاشی بروید و هدایای آنها را بدهید ، و به آنها بگویید : " جمعی از جوانان بیتجربه و نادان ما اخیرا از دین ما برگشتهاند ، و به دین شما نیز وارد نشدهاند و حالا آمدهاند به کشور شما . اکابر و بزرگان قوم ما ، ما را پیش شما فرستادهاند که از شما خواهش کنیم ، اینها را از کشور خود بیرون کنید و به ما تسلیم نمایید خواهش میکنیم وقتی این مطلب در حضور نجاشی مطرح میشود ، شما نظر ما را تأیید کنید " . فرستادگان قریش ، یک یک بزرگان و شخصیتها را ملاقات کردند ، و به هر یک هدیهای دادند ، و از همه آنها قول گرفتند که در حضور پادشاه نظر آنان را تأیید کنند . سپس به حضور خود نجاشی رفتند ، و هدایای عالی ونفیس خود را تقدیم کردند ، و