داستان راستان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥
مرگ من در همین حال برسد و من بمیرم ، در حال عبادت و انجام وظیفه از
دنیا رفتهام ، زیرا این کار ، عین طاعت و بندگی خداست . تو خیال کردهای
که عبادت منحصر به ذکر و نماز و دعاست . من زندگی و خرج دارم ، اگر کار
نکنم و زحمت نکشم ، باید دست حاجت به سوی تو و امثال تو دراز کنم . من
در طلب رزق میروم که احتیاج خود را از کس و ناکس سلب کنم . وقتی باید
از فرارسیدن مرگ ترسان باشم که در حال معصیت و خلافکاری و تخلف از
فرمان الهی باشم ، نه در چنین حالی که ، در حال اطاعت امر حق هستم ، که
مرا موظف کرده بار دوش دیگران نباشم ، و رزق خود را خودم تحصیل کنم "
.
زاهد : " عجب اشتباهی کرده بودم ، من پیش خود خیال کردم که دیگری را
نصیحت کنم . اکنون متوجه شدم که خودم در اشتباه بودهام ، و روش غلطی را
میپیمودهام و احتیاج کاملی به نصیحت داشتهام " [١] .
[١] بحار الانوار ، چاپ کمپانی ، جلد ١١ ، حالات امام باقر ، صفحه ٨٢.