داستان راستان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦
داود پیغمبر که قبل از سلیمان بود . و همچنین است داستان یوسف که به
پادشاه رسما میگوید : خزانه داری را به من بده که من هم امینم و هم دانای
کار [٧] . بعد کارش به جایی رسید که امور کشورداری مصر تا حدود یمن به
او سپرده شد ، و از اطراف و اکناف - در اثر قحطی که پیش آمد - میآمدند
و آذوقه میخریدند و برمیگشتند . و البته نه یوسف میل به عمل ناحق کرد و
نه خداوند در قرآن این کار را بر یوسف عیب گرفت . همچنین است قصه
ذوالقرنین که بندهای بود که خدا را دوست میداشت . و خدا نیز او را
دوست میداشت . اسباب جهان در اختیارش قرار گرفت و مالک مشرق و
مغرب جهان شد .
ای گروه ! از این راه ناصواب دست بردارید و خود را به آداب واقعی
اسلام متأدب کنید . از آنچه خدا امر و نهی کرده تجاوز نکنید ، و از پیش
خود دستور نتراشید . در مسائلی که نمیدانید مداخله نکنید ، علم آن مسائل
را از
[٧] " قال اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم » " . ( سوره یوسف ، آیه ٥٧ )